پارت سیزده :

بابا که سوار ماشین شد طبق مسیری که گفته بود راه افتادم طرف باغستون. مهردادم از پشت ماشین با صدای شکستن تخمه رو اعصابم خط می‌کشید!
همه آروم و ساکت بودیم؛ اما مغز من پر بود از حرفایی که باید به یکی می‌زدم، دردایی که از قلبم بیرون می‌ریختم... و واقعاً کاش آسون بود. کاش می‌شد برای پدری که ادعای بی‌احساس بودن داشت و برادری که همیشه حواسش جای دیگه گرم بود توضیح داد که چقدر دلم می‌خواست مام

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهناز

    0

    ای خداا خط آخر که نوشته حالا که مهدی و پسراش هستن کمتر میترسم🤣

    ۱ ماه پیش
  • پانیسا

    0

    رمان ت رو خیلی دوست دارم البته بعد هیچکسان🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • Fami

    0

    خیلی رابطه دوستی کمال و مینا حس خوبی بهم میده... خیلی بامزه و حال خوب کنه

    ۹ ماه پیش
  • Dark dreamer

    0

    با دیدن قیافه مینا و ترانه یاد خودم و دخترعموم افتادم. خیلی حق بود

    ۱۰ ماه پیش
  • فاتی

    0

    امیدوارم کلی اتفاق ترسناک تو پارت بعدی بیفته👻

    ۲ سال پیش
  • فاتی

    0

    امیدوارم کلی اتفاق ترسناک تو پارت بعدی بیفته👻

    ۲ سال پیش
  • فاتی

    0

    امیدوارم کلی اتفاق ترسناک تو پارت بعدی بیفته👻

    ۲ سال پیش
  • فاتی

    0

    امیدوارم کلی اتفاق ترسناک تو پارت بعدی بیفته👻

    ۲ سال پیش
  • ناشناس

    0

    توپه بابانخونی ازکفت پریده

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم🥰🌹

    ۳ سال پیش
  • خدای شرارت

    3

    جز هیچکسان رمان ترسناکی جذبم نکرده بود.ولی این رمان به دلم نشست.فقط در مورد مهرداد و میلاد هیچ ذهنیتی از قیافشون ندارم.مثال آدمک های رو تابلو راهنمایی تو ذهنم..در مورد سن و قد و قیافشون یکم صحبت کن

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    شت هیچکسان عالی بود😍 رمانش و بالای بیست بار خوندم 😍 خوشحالم خوشت اومد 🥰 درمورد پسرا هم کم کم درمورد همه چیزشون صحبت میکنم هم قیافه هم سنشون 💜🦋😘

    ۳ سال پیش
  • سحر

    0

    این رمان عالیه خیلی خوبه من عاشق رمان ترسناکم رمان جنگیری شیدا روهم بخون اونم ترسناکه

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم 🥰 اونو چند سال پیش خوندم روحیه ام و خیلی خیلی خیلی خراب کرد. هیچ کسان و پسران بد مورد علاقه ی منن❤️

    ۳ سال پیش
  • ترانه

    1

    یعنی قراره تصورات من بهم بخوره عاشق جنه نشه؟؟🥲

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    رمان تخیلی نیست خب😬❤️

    ۳ سال پیش
  • ‌

    1

    چرا من فکر می کردم قراره عاشق رئیس جنا شه؟؟😂🤣

    ۳ سال پیش
  • رهاچ

    0

    وایی خیلی عالیه 🤍🤍💋 عاشقش شدم بعد هیچکسان هرچهار جلدش ومحله ممنوعه اونم هر دو جلدش واقعا این رمان بهترینه😍😍🤗

    ۳ سال پیش
  • فاطمه

    3

    یعنی عاشق جن نمیشه 🥲اقااااااا..... میلاد میخاد مخشو بزنه🤣زهرا گلی رمانت معرکه هست درسته گاهی عجیب میترسم ولی خیلی خفنه🤭😊

    ۳ سال پیش
  • ترمه

    1

    کاش پگاه بره اخه میلاد و مینا بهم میان

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️