پارت یازده :
" دستم رفت تا خودکشی کنم ولی مهسا نذاشت. میخوام بیام پیشت. ولی چرا نمیذارن؟ میخوام بیام و با تو باشم. میخوام مثل تو بمیرم تا حداقل اونور داشته باشمت. "
" شیشه ادکلنت تموم شده. امشب چطور بخوابم؟ "
تا زمانی که قطرهاشکی رو تاچ موبایل نریخته بود متوجه نشدم چطور ریختن.
انگشتام رفتن واسه تایپ... ولی پنج ساله دارم تایپ میکنم.
اگه باهاش تماس بگیرم ممکنه معجزه شه جوا
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
2این رمان بهترین رمان میباشد عالیه
۱ سال پیشParimoon
0خیلی عالیه
۲ سال پیشfarima
3من توی فایلpdfجلداول هم می مردم تادوباره اززبان سام یارخشابخونم چه برسه به این پارتهاکه بایدچندروزصبرکنم تامحمد آواروبگیره💔لطفاًطولش نده نویسنده🙏🏻زودبرگردپیش سام و رخشا, رمانت هم خیلی خوبه ممنون💐
۳ سال پیشسمیرا
0خخخ
۳ سال پیشfarima
3از زبون سام بنویس سااام:) می خوام ببینم رخشا رو شناختهههه
۳ سال پیشfarima
3چرااااااا؟؟؟؟ فقط یه ذره دیگه مونده بووود! 😭💔 بمیریییی البرزززز🔪
۳ سال پیشسیتا
4نویسنده حال گیری کرد اساسی رخشا و سام رو تا یک قدمی هم آورد ولی با هم رو به روشون نکرد این خیلی بد بود نویسنده
۳ سال پیشHaniyeh19
5عالیییی بود بیچاره رخشا☹ تا این رمان تموم شه من دق میکنممممم☹
۳ سال پیشMasome
3رمان بسیار عالی بود و هر هفته لحظه شماری میکنم برای قسمت جدید رمان تشکر میکنم از نویسنده عزیز منتظر رمان ها زیبا از شما هستیم بعد اتمام این رمان ،موفق باشید
۳ سال پیشنازلی
9ووییی اینقد🤏مونده بودااا 🙆 ♀️ایییی البرز خدا از زمین ساقطت کنه اخه میمردی یکم دیرتر بیای خیر ندیده🤦 ♀️
۳ سال پیشسمیرا
5خوب بود چقدبده یه رمان خوبوقطره چکانی بخونی خصوصا صحنه هایی که مال سام ورخشاس😪
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...
ایدا
0اه چقدر رو مخه از زبون این و اون مینویسی