پارت هشتاد و هفتم :

***
اعضای خانواده‌ی مهدی، ماهان و مهتاب همگی دور هم در سالن پذیرایی نشسته بودند. سینا دست مهتاب را که کنارش نشسته بود، در دست گرفت و با فشار اندکی به دستش، از او خواست قوی باشد و صبوری کند. صدایش را کمی بلند کرد و رو به جمع گفت:
- از همه ممنونم که امروز دعوتم رو قبول کردین و اومدین خونه‌م. من تو تمامِ این یک‌سال دلم می‌خواست چنین کاری رو انجام بدم و به کینه‌ها و کدورت‌ها پایان بدم.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شاپرک

    0

    عالی بود آخرش کلی گریه کردم برای پارسا و کتایون اما عالی بود

    ۴ ماه پیش
  • manaz.

    0

    سلام واقعا زیبابود قلم بسیارخوبی داشتید

    ۴ ماه پیش
  • مهناز

    0

    نویسنده جان خسته نباشید🍀❤️ رمان بی نهایت زیبایی بود،ترویج اتحاد خانواده،احترام،عشق،پاکدامنی در یک کلام فوق العاده حتما پیشنهاد میشه خوندنش🥲🍀❤️✍️

    ۶ ماه پیش
  • گیسو

    0

    عالی بود خسته نباشید

    ۶ ماه پیش
  • شادان

    1

    نویسنده عزیزم ..قلمتون فوق العاده است من هردوتا داستان فصل یک مربوط به این رمان رو خوندم و یک عمر تاوان رو خیلی خیلی بیشتر دوست داشتم و برای همین سر اتفاقاتی که برای شیدا افتاد واقعا ناراحت شدم ..نمیدونم چجوری دلتون اومد با کتایون و پارسا اینکارو کنید من که خیلی ناراحت شدم ..

    ۱۱ ماه پیش
  • Zarnaz

    0

    برای یزدانمونم خیلی خوشحال شدم که مغازه زد و کار خوشو راه انداخت😍برای دلارام و شیدا و شهرام خیلی خوشحال شدم که هر کدومشون به خواسته های که داشتن رسیدن😍❤️به نظرم پارسا خیلی کار قشنگی می خواهد بکند که راه کتی رو ادامه بده🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید محشره 😍❤️

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    خیلی خیلی قشنگ بود مرسی نگار جونم😍❤️بعضی جا اشکم در آمد بعضی جا ها با هاش خندیدم مرسی عزیزم که همچین قلم قشنگ داری❤️💋دستت طلا مثل همیشه گل کاشتی 😍❤️و از رمانت خیلی لذت بردم کلی بوس بهت💋❤️

    ۲ سال پیش
  • امنه

    0

    خیلی عالی بود خداقوت نویسنده جانم

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    1

    مثل تمام رمان هاتون عالی بود

    ۲ سال پیش
  • آتاناز

    2

    فوق العاده بود از عصر تا الان که 2 نصفه شبه نتونستم یه لحظه هم دست از خوندنش بکشم ... فوت کتایون غم انگیز بود ولی همین از باقی رمان ها متمایزش کرد 😍😍😍

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    مثل همیشه عالی بود رمان وقلمت و ای کاش کتایون نمیمرد غمش زیاد شدرمان

    ۲ سال پیش
  • سوفیا

    1

    رمان عالی بود خانم محمدی با تشکر فراوان از شما فقط مرگ سوگل و کتایون واقعا ناراحت کننده بود

    ۳ سال پیش
  • سوسن

    4

    عالی دستت درد نکنه به زیبایی تموم شد فقط ای کاش کتایون نمیمرد داستان زیباتر میشد 🌝

    ۳ سال پیش
  • معصومی۶۷

    0

    بسیارعالی و جذاب بود به شما تبریک میگم نویسنده عزیز این کارتون را خیلی دوست داشتم موفق باشید

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️