پارت سی و هشتم :

سوگل با قهر رو گرداند و گفت:
- گفتم که... من با تو قبرستونم نمیام.
سینا لحظاتی نگاهش کرد. هوفی کشید و از اتاق بیرون رفت. باجه‌ی تلفن عمومی در حیاط بود. سمت باجه‌ی زردرنگ رفت و با انداختن سکه، شماره‌ی منزل سوگند را گرفت. چند بوق خورد که صدای منصور در گوشی پیچید.
- بله؟
- سلام آقامنصور. سینام!
صدای منصور آهسته‌تر شد و بی‌میل گفت:
- سلام. بفرمایید؟
سینا با مکث کوتاهی جو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    خب نویسنده عزیز تصمیم گرفت که نه تنها سوگول عوضی بمونه بلکه منصور هم بهش بپیونده😂 😂 بساط حرص خوردن ما هم مهیا شد با تشکر ❤️ 💔 😂 😂

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    1

    کاش می شد با دمپایی زد تو صورت منصور

    ۲ سال پیش
  • کلم

    0

    اوخ چقدر منصور چشم افتیده اس😶

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    3

    چقدر گناه داره سوگندم🥺💔

    ۴ سال پیش
  • ساناز

    1

    رنگ نه پارت

    ۴ سال پیش
  • ساناز

    1

    منتظر پا رنگ جدید م

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    4

    😔

    ۴ سال پیش
  • مبین

    15

    درسته وضعیت بدی در پیش ولی خب واقعا منصور لیاقت سوگند نداره:)

    ۴ سال پیش
  • باران

    11

    وایی چه حالی میده اگه سوگل برهادم شه پیش سینا بعد منصور که سوگند رو طلاق داد و از ارث محروم شد با بدبختی بره پیش سوگل اونم ولش کنه

    ۴ سال پیش
  • نفسم

    13

    خیلی بی شعوری منصور..خیلی پستی..لیاقتت همون سوگلی ک هرز میزه..سوگند پاک برات زیادیه😭

    ۴ سال پیش
  • خاک بر سر منصور بی ل

    13

    خاک بر سر منصور لیاقت نداره حیف سوگند مردیکه چندش

    ۴ سال پیش
  • هانا

    5

    احتمالا منصور اینا رو گفت تا سوگل بره خونه ی سینا

    ۴ سال پیش
  • فاطی

    12

    یعنی واقعا از این منصور و سوگل چندشم میشه:/

    ۴ سال پیش
  • ساناز

    5

    درست خودش بود که منصور رو هوایی کرد ولی از روی اشتباه چون فکر میکنه که سوگند مقسر کشته شدن متین میدونست

    ۴ سال پیش
  • آنا

    9

    آره اما از اشتباهش برنمیگرده الانم به امید انتقام راضی شد بره پیش سینا

    ۴ سال پیش
  • مارال

    11

    نمیشه این کار سوگلو به دلیل طرز فکر اشتباهش توجیه کرد... آدم نرمال هرچقدرم درباره کسی اشتباه کنه و کینه به دل بگیره دیگه نمیره شوهر طرفو اونم شوهرخواهرشو برای انتقام هوایی کنه

    ۴ سال پیش
  • ساناز

    5

    یعنی ممکن نیست که سوگل وقتی بره پیش سینا ادب بشه و همه حرفای که منصور بهش زده رو به همه بگه

    ۴ سال پیش
  • آنا

    18

    نه عزیزم ذات خراب هیچ جوری درست نمیشه امثال سوگل ادب بشو نیستن بلکه تو هر شرایطی به فکر منفعت خودشونن درضمن از اول این خود سوگل بود که منصورو هوایی کرد پس بی معنیه که بخواد حرفای منصورو به کسی بگه

    ۴ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!