پارت پنجاه :

روبه روی دریا می ایستیم و حسابی با الی و فرهاد و کاوه عکس میگیریم ....
_اقا کاوه ...
کاوه نگاهی میکنه و چینی به دماغش میده و میگه :بخدا ستوده خانوم دوساعته پدر مارو در اوردین واسه عکس ...
الی میخنده و میزنه رو شونش میگه :حالا بدعه مگه کاوه یه نفر ازمون عکس رایگان بگیره ..؟
کاوه باعشق پیشونیه المیرا رو میبوسه :خب بگیره
بگیر ستوده خانوم ..
با قیافه پوکر نگاهشون میکنم که فرها

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • قشنگتراز پریا

    7

    عااالییی چقدر داستان ماه و دریا جالب بود😂🦋♥️

    ۴ سال پیش
کپی شد!