پارت چهل و نهم :

شب الی مارو به زور خونه اش نگه میدارد ،با این که خسته راه هستم اما کنارش ارامش دارم ....
از این که دوقدمی اش خانه ساره هست دلم میلرزه ....
پسر عموام چگونه بدون اون سر میکنه ،این دوبرادر الکی فاز عشق و عاشقی میگیرند ،تا تقی به توقی میخوره فارق میشند ......
منی که روزی زیر درخت بیدمجنون با برسام میشتم و باهم از عشق و عاشقی میگفتیم ،روز عقد بخاطر یه دخترعه دیگه یا شاید مامانش منو ول کرد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • قشنگتراز پریا

    2

    اخیی🥺🥺🦋

    ۴ سال پیش
کپی شد!