شیرشاه - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت هفتاد و دوم :
نگاهش برایم منزجر کننده بود.
خاطرات با سرعت در مقابل نگاه خیره ام گذشتند
کنار رها روی نیم کت چوبی پارک نشسته بودم.
شکمش حسابی بالا امده بود.
نگاهش بی رمق و سرد بود
صورتش تکیده و زیر چشمانش تا امتداد گونه اش به سیاهی میزد
خبری از ان دختر با نشاط و زیبا نبود.
سرنوشت ان دختر را با خود برده و زنی زخم دیده و غمگین را به جایش اورده بود
خیره به فضای سبز مقابلÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
بنجل
0طفخسژفعحزجفزقژلرحقفزفهجفصطفزاخچربعجزبعجرلهچلهچبزبهجزبهجزبهچفهچز هفتهی فججزفعجزبعجر خیلییییی::)
۴ سال پیشHASTI
3بی صبرانه منتظر پارت بعدم خیلیییی عالی بودن این دو تاپارت😍👌👌
۴ سال پیش
5هایاحححححححححح
۴ سال پیشراحله
6خیلییییییییییی بهش ربط داره😂😂به آروی ربط دارهههههه آیسو هم تو فکر کشتنشهه😂💓 خداااایا تا هفته دیگه من میمیرممممممم
۴ سال پیش.
7عحرهقسعبزماطاسظغیتلز ذوق زیادددددد
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اسما
0واقعا ممنون بابت قلم زیبات چون واقعا دلیلی که با عث میشه حتی چند دقیقه یاد کنکور فراموش کنم ❤️