پارت هجده :

دانای کل
سوگل روی صندلی نشسته بود. تند و عصبی نفس می‌زد و همراه فریادی، تمام برگه‌های روی میز و دفتر و کتاب را روی زمین ریخت. منصور جلو آمد و با ملایمت گفت:
- سوگل... آروم باش.
نگاهش دور اتاق چرخید و بازدمش را بیرون داد.
- تقصیر منه... نباید می‌ذاشتم امشب با سوگند روبرو بشی! پاشو... پاشو آماده شو بریم بیرون یه دوری بزنیم.
نگاه پر از نفرت سوگل، روی صورت منصور می‌چرخید. منصور

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگار

    0

    نگارجان عالی بود ♥️لطفا بیشتر پارت بزار وزود زودپارت جدیدروارسال کن نزارواسه شب مامنتظرییییم 🙏💚

    ۴ سال پیش
  • ناشناس

    8

    آدم میمونه چی بگه از بس سوگل و منصور بی شعوری😡

    ۴ سال پیش
  • ااا

    17

    من که دلم میخاد منصور و سوگند از هم طلاق بگیرن. با یکی ازدواج کنه ک خوشبخت بشه. انشالله که بچه دار هم بشه. 😊😊منصورو سوگل لیاقت خوبی های سوگند را ندارن

    ۴ سال پیش
  • قشنگترازپریا

    8

    تف ت روح سوگل نمک نشناس دروغگو چقدرم طلبکاره بخاطر پسری ک دو روزم نیس میشناستش میخواد از سوگند انتقام بگیره با منصور رابطه برقرار میکنه مطمئنم از این عفریته همه کاربرمیاد😑🥲

    ۴ سال پیش
  • نفسم

    9

    مطمعنم سوگل شمشیرش رااز رو بسته.حتما انتقامش راازسوگند میگیره..خیلی بیشعورن هم منصورهم سوگل😭

    ۴ سال پیش
  • مارال

    17

    به نظر من هربلایی سرسوگند بیاد حقشه سوگل از اول معلوم بود چقدر خودخواهه اما سوگند مثل احمقا اونو جای بچگی خودش گذاشتو براش دست به هرکاری زد حتی تو روی سینا وایساد گفت من طرف سوگلم پس حالا تحویل بگیره

    ۴ سال پیش
  • فری

    10

    از ادامش میترسم نکنه سوگل بخاد بخاطر انتقام با منصور رابطه برقرار کنه و به خواهرش خیانت کنه..منصور هم خنگ

    ۴ سال پیش
  • ااا

    7

    احتمالا همینجور هم میشه. سوگند بادار نمیشه ولی فکر کنم منصور با سوگل رابطه برقرار کنن و سوگل بادار بشه

    ۴ سال پیش
  • زهرا

    11

    دیگه حالم داره بد میشد ازاین همه کینه وخودهواهی کاش زودتر سینا بیاد سوگند را از دست سوگل و منصور نجات بده

    ۴ سال پیش
  • گل سرخ

    10

    منصورحقشه که زندگیش خراب شه حرف های کسی راباورمی کنه که داره زندگیش خراب می کنه معلوم نیست منصورخره یاخودش روبه خریت زده که حرف سوگل باورمی کنه

    ۴ سال پیش
  • سیتا

    9

    حیف که سوگند از دختر هوو مادرش مواظبت کرد تا اینجا کشوندن سوگل هم مثل مادرش و باباش هست باباشون بخاطر مریضی مادرش سوگند رفت زن گرفت مامان بابای سوگل که اونطوری هستن از سوگل بیشتر از این انتظار نمیره

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    11

    وای آدم از خودی ضربه بخوره بد دردیه منصور چرا باور میکنه 🥺🥺🥺

    ۴ سال پیش
  • خورشید

    12

    چقدسوگل کثیفه بخاطریه قاچاقچی به خواهرش پشت کرداینطورکه معلومه خیانتم میکنه.منصوربدبخت دلم براش سوخت که قرارقربانی انتقام سوگل بشه هرچندخاکبرسرحقشه

    ۴ سال پیش
  • بهار

    18

    یه دونه با پشت دست برای سوگل لازمه🤓🔪

    ۴ سال پیش
  • نیایش

    18

    پشت دست کمه باید تیکه تیکه اش کرد😡

    ۴ سال پیش
  • ه

    14

    وای دوست دارم سوگول رو خفه کنم

    ۴ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!