التیام به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت دوازده :
پوشه را برداشتم و از اتاق بیرون رفتم. اشتهایم کور شده بود. به اصرار خانجون چند لقمهای خوردم و خیلی زود برای رفتن به شرکت آماده شدم. مدام زیر لب دعا میکردم تمام فکرهای توی سرم، توهم و خیال باشد و منصور خطایی نکرده باشد. هوای اولین ساعات صبح کمی خنک بود اما اضطرابی که داشتم عرق به تنم نشانده بود و حتی نفس کشیدن هم برایم سخت شده بود. به شرکت که رسیدم، پلهها را دو تا یکی بالا رفتم و بیهیچ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
سلام دوست عزیز. ساعت پارتگذاری یازده و نیم شب هست.
۴ سال پیشاا
2سلام نگار جان والا من تا الان هرچه رمان های شما خوندم عالیه بوده. التیام هم واقعا عالیه. فقط من خواستم بدونم چند پارت هست.
۴ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
سلام عزیزم، ممنون از محبتت. خوشحالم رضایت داشتین. رمان در حال تایپ اصلا مشخص نیست که چند پارت بشه گلم چون دارم روزانه مینویسم.
۴ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
نه سوءتفاهم نشه، برای پرسیدن تعداد پارت نبود. برای اینکه فکر میکردن به یک عمر تاوان ربط داره لازم دونستم شفافتر توضیح بدم.
۴ سال پیشااا
1ممنونم عزیز🌹🌹🌹
۴ سال پیشااا
2سلام نگار جان بی زحمت میشه بگید چند پارت داره این رمان؟؟
۴ سال پیشدخترای من
0عاااالی👌
۴ سال پیش«~قشنگتر از پریا~»
7این دفعه از منصور بدم اومد واقعا ک فقط بخاطر پول؟؟؟ اییششش😑
۴ سال پیشzahra zahra
0عالی بود موفق باشید
۴ سال پیشسیتا
11من این رمان میخوانم فقط برای این که به رمان یک عمر تاوان ربط داره نویسنده زود تمامش ادامه یک عمر تاوان رو بزار
۴ سال پیشناشناس
1واقعا به رمان یک عمر تاوان ربط داره؟؟؟؟
۴ سال پیشنفسم
5مرسی نگارجون این رمان هم مثل بقیه عالیه..ممنونم ک اینقدرقشنگ ونزدیک ب واقعی مینویسی
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...
مبین
2ببخشید یک سوال چه ساعتی پارت می گذارید ؟ من هنوز دستم نیومده ،چند ساعتی یکبار چک میکنم😂🤦 ♀️