پارت صد و بیست :

تماس را قطع کرد. نای ایستادن نداشت و دلهره و وحشت تمام انرژی‌اش را گرفته بود. با قدم‌هایی سست خودش را مقابل کمد دیواری رساند تاچمدان کوچکش را بردارد و وسایلش را جمع کند. یکدفعه در اتاق باز شد و دخترک هراسان نگاهش سمت در چرخید. به چشم‌هایش، به آنچه می‌دید شک داشت...! شاید دلشوره‌ی زیاد خیالاتی‌اش کرده بود. جهانیار بود که در چارچوب در ایستاده و با نگاهی سرخفام به او خیره بود؟! نی‌نی لرزان

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سونیا

    0

    دلم به آدم بودن جهان خوش بود که اونم بد شد آخه مرد حسابی یجوری میکنی دیگه چیا رو قایم کردی انگار چقد مهم بود ولی کسی که مامانش اون زن باشه بهتر از اینم نمیشه

    ۴ سال پیش
  • سما

    8

    ای درد نگیری نگار بلاگرفته ک تا ما رو سکته ندی این شمیم و جهان بخت برگشته رو نمیفرستی سر زندگیشون

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    7

    وای چقدر گریه م گرفت این دوتا مخصوصا شمیم گناه داره 😭😭😭😭

    ۴ سال پیش
  • نفسم

    10

    نگار جون شمیم گناه داره😭اخه چرااینقدر باید بدبختی بکشه..نزار کارشون ب جدایی بکشه

    ۴ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!