پارت نود و هفتم :

کامیار با فاصله‌ی اندکی کنار شمیم نشست و لبخند کجی زد:
- مخلص زنداداش... می‌دونستم نشستی گوش بدی یه قشنگ‌ترش رو می‌زدم نه این آهنگ سوزناک رو!
شمیم آهی کشید و گفت:
- اتفاقا همین آهنگ بیشتر به حال و روزم می‌خورد...
کامیار خندید و لب زد:
- شما که به عشقت رسیدی زنداداش، حال روز دل شما چرا باید غمگین باشه؟
شمیم حرفی نزده بود که جهانیار از لای در سرک کشید:
- شما دو تا جا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نفسم

    3

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • مهدخت

    3

    بیچاره جهان 😣

    ۴ سال پیش
  • S_a_ra

    3

    بنظرم کسی از فامیلا نزدیکِ هر دو طرف نمیتونه اینکارو کرده باشه.نه شاهین عقده داره ازسون نه پدر شمیم راضی به بدبخت شدن دخترشه ...

    ۴ سال پیش
  • مهدیه

    2

    فکر کنم کار پدر شمیمه. اخه خیلی زود راضی شد این دوتا با هم ازدواج کنن

    ۴ سال پیش
  • آرام

    4

    به نظرم آتش سوزی کار شاهینه

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    8

    🥺 وای شمیم و جهان چ نازن خدایی 🧿ای جانان اعصاب منو میریزه بهم یعنی سرشو بکوبم ب دیوار حرص میده آدمو 😤 این رمان عالیه👌 ممنونم🙏 نگار جوون ♥️ کاشکی عکس داشتن شخصیت ها مخصوصا شمیم و جهان 🙏

    ۴ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!