پارت نود و سوم :
سجاد بیتوجه به التماسهای ستاره و حرفهای نیما سمت اتاق رفت و درب را به هم کوبید. دخترک زانوانش لرزید و همانجا وسط سالن با درماندگی نشست. صورتش را میان دستها گرفت و اشک میریخت. نیما روی زانو کنارش نشست و دست روی شانهاش گذاشت. دلجویانه کنار گوشش نجوا کرد:
- ستارهجان... عزیزدلم، بهت قول میدم اوضاع روبراه بشه. یا با پدرم میام یا پدرت رو راضی میکنم. هر چی که بشه، هرجور که بشه، ت
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
هدی
4شاید خواب ستاره اینحوری تعبیر بشه`که گوهر بمیره بعد پسراش از نیما شکایت کنن نیمام بره بالای دار 😢😥😥😥
۵ سال پیشرماننننن
3آخر این زبون گوهر کار دستش داد ( زبان سرخ سر سبز را میدهد بر باد) ಠ︵ಠمطمئنم گوهر زندس و به نظرم رامین سر و کلش پیدا میشه
۵ سال پیشAramesh
10به نظرم گوهر زنده میمونه و رامین اگه پسرش باشه قطعا حالاپاش به داستان باز میشه منتظر یه بدبختی دیگه در کنار گوهر یعنی رامین باید باشیم. بیچاره ستاره و نیما (که عشق اسان نمود اول /ولی افتاد مشکل ها) 🙁
۵ سال پیشAzadeh
9نگار جون ذهنت خلاق و قلمت قوی😍 فقط انتظار پایان خوش دارم کلا بدونم رمان پایانش تلخه نمیخونم به شخصه نیما و نیهان رو بیشتر از بقیه شخصیت ها دوست دارم نیهان که عاقبت بخیر شد نیما رو هم عاقبت بخیر کن
۵ سال پیشAzadeh
8من فقط نویسنده رو تحسین میکنم چون جریانات داستان خیلی غیر قابل پیش بینی داره اتفاق می افته وهمین رمان رو برام جذاب کرده کی فکرش رو میکرد نیما که اینهمه اوایل رمان به گوهر علاقه داشت توروش وایسته
۵ سال پیشآریل
7وای نویسنده مطمینم گوهر میمره پسرش رامینم میاد واسه خاکسپاری ستاره میبینه میفهمه رامین میره زندان نیما هم که زندان پس میگن نیما ازاد کنین تا رامین ازاد کنیم خخ واسه خودم خانم مارپلیما 😁😁😁😂
۵ سال پیشنیایش
16چرا اینا یه روز خوش ندارن؟
۵ سال پیشآرتمیس
18خاک بر سر سجاد و و بابای نیما چقد بیشورن آخی بمیرم واسه ستاره و نیما
۵ سال پیشآرتمیس
11چرا انقد گیر دادید به حامله شدن ستاره؟ ما شانس نداریم فیلم نمیشد میشد سریال باز باید منتظر میموندین
۵ سال پیشتینا
15با اینکع مرگ گوهر خوشحالم میکنه اما مرگش باعث بدبختی تازه میشهش ولی یه حسی به من میگه این رمان خوش تموم میشه...
۵ سال پیشدخترام دنیای منن
13کاشکی فیلم سینمایی بود می دیدیم تا آخر راحت می شدیم رفت تا فردا 😤😤
۵ سال پیشزهرا
18یعنی بدشانس و بدبخت بیچاره مثل این دوتا ندیدم از زمین و آسمون براشون میباره نگارجون خواهش میکنم آخر رمان خوب باشه من یکی طاقت ندارم 😭😥
۵ سال پیشزینب
16ای گندش بزنه گوهرمارزبونت نیش بزنه اگه اینقدرحرف نزده بودی نیماخودش بدبخت نمی کرد.اگه گوهربمیره نیمامیره زندان این وسط ستاره هم حامله بشه چی جواب سدرا.سجادبده بازم یه دردسره رامین سرخربیادیه دردسردیگه
۵ سال پیشنعنا
17وای خدای من چی میشه الان😪
۵ سال پیش__♡ftm♡__
19اوه چ پیچیده شد😂😐 الان چ فرقی بین خانواده ی نیما و خانواده ی ستاره هست؟ دو خانواده دارن غیر منطقی برخورد میکنن😡
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فرن
2خیلیییی خوبههههه ولی بشدت حرص درار میخوام خودمو بزنم 😂😐ولی خیلی خوبه قلمه قوی داری خسته نباشی😘☀️