پارت هفتاد و سوم :
جنینوار روی تخت در خودش جمع شد و تمام خاطراتش را با نیما در ذهن مرور میکرد. اشک از گوشهی چشمهایش میغلتید و بالش زیر سرش را نمدار کرده بود. تک تک لحظاتی که برای آیندهی خودش و نیما رؤیابافی کرده بود، مقابل چشمانش به اهتزاز در آمده و حالا آتش به جان تمام آن خاطرات و رؤیاها افتاده بود. هنوز اما ناامید نشده بود؛ ستاره را رقیبی میدید که باید از میدان به در میکرد و نیما را دوباره ب
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
Zohre?
4کمد😂😂😂
۵ سال پیش...
7سلام ممنون نویسنده عزیز عالی دستتون دردنکنه به نظر من پارمیس و رامین باهم دست به یکی میکنن تا زندگی ستاره و نیما رو بهم بزنن
۵ سال پیش...
5و اینکه کامبیز عاشق پارمیس میشه و کل قضیه رو به پارمیس میگه
۵ سال پیشآرو
6خداکنه کامبیز *** نشه نیما و ستاره رد بفروشه ب نیکزاد بگه قضیه ی ستاره زو
۵ سال پیشMari
5پارمیس میفهمه و گند میزنه ب حال خوبشون😕
۵ سال پیشرماننننن
7وای اگه پارمیس بفهمه به همه میگه😞😓آخه ستاره جان تو کمد🤣 خب چرا آنقدر عجله آخه 😐😑
۵ سال پیشZ
6فک کنم پارمیس مشکل ستاره رو میفهمه بعه به گوهر میگه و باهم یه نقشه برای ستاره بیچاره می کشن
۵ سال پیشهانا
12منو بگو دلم واسع پآرمین سوخت همون بهتر که نیما باهاش ازدواج نکرد
۵ سال پیشfati84
25درصورتیکه نیما از مشکل ستاره خبر نداشته باشع،خبردار شدن پارمیس نگران کننده بود،ولی اونیکه ستاره رو باید بخاد نیماس که مشکلشو میدونه،باهاش کنار اومده وستاره رو میخاد،پارمیسم بفهمه هیچ غلطی نمیتونه بکنه
۵ سال پیشM
19خدا کنه ستاره دیگه به کسی مشکلشو نگه
۵ سال پیشساحل
19وای خدا من تا الان دلم برا پارمیس می سوخت ولی از وقتی که این پارت و خواندم دائم خودمو لعنت می کنم که چرا دلم واسه این عوضی می سوخت
۵ سال پیشدنیا
10خداکنه پارمیس مشکل ستاره رو نفهمه
۵ سال پیشزهرا
28شک نکن که میفهمه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
یگانه
8کمد، چه جای رمانتیک و عاشقانه ای🤣😂😅