پارت بیست و نهم :

******
از وقتی پدر را دستگیر کرده بودند اوضاع خانه آشفته بود. مادر بیشتر اوقاتش را در اتاقش می‌گذراند و از رسیدگی به امور خانه غافل شده بود. اگر با کمک‌های ماهره و یوکو نبود نظم خانه به کلی از هم می‌پاشید. مقداری انگور با خود به اتاقش بردم. رو به پنجره‌ی بزرگ بر تختش دراز کشیده بود و بیرون را تماشا می‌کرد. منظره‌ی باغ با وجود تمام زیبایی‌اش دلگیر و افسرده به نظر می‌رسید چون نگاه مادرم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    1

    عالیه این رمان نویسنده ی عزیز تروخدا ادامه بده رمان رو جلد دو هم بنویس

    ۳ سال پیش
  • خدای شرارت

    0

    گیلی گیلی شیشم وارد میشود ....۲۹ قسمته منتظرشم

    ۵ سال پیش
  • هستی

    2

    و جنتلمنی ب نامه هوم وارد میشود🤩😉آبتین و ک تسخیر کردن متمعنم ولی هنوز هیچ حرکتی نزده خدا رحم کنه یهو دیدی رفت شد رفیق شِیشم متمعنم ووتی تو بازار بوده هم شیشم بوده😬👽

    ۵ سال پیش
  • ☆Sahel☆

    14

    یه حسی بهم میگه اون اسامی که درمنه توی اتاق هوم پیدا کرد و مربوط به احضار چمروش بود همون بچه های اول هر پادشاه هست که برای احضار چمروش قربانی میشدن و اون نفرین یه شایعه هست برای سرپوش گذاشتن

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    6

    درمنه خوب با هوم رفتار کرد حقشه دیقه ای یه بار فکر میکنه درمنه جاسوس😒و نویسنده واقعا ممنونم به خاطر پارت های طولانی که میزارید 🙏🙏چون اصولا همه رمان های آنلاین پارتاشون کوتاهه

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    11

    عالی مرسی و فکر کنم اون مرد همون شیشم باشه

    ۵ سال پیش
  • هانیه

    7

    از آفره خیلی خوشم میاد واقعا باهوشه

    ۵ سال پیش
  • دخی اریایی

    0

    امکان داره که اون مرده همون زریر باشه؟ 🤔

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    10

    آفره با زادان ازدواج نکنه🙎🏻 ♀️شیشمه چون.درمنه همش چشماشو میذید

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    26

    شاید شیشم بود😐

    ۵ سال پیش
  • فاطی

    7

    شیشم کیه؟😐

    ۵ سال پیش
  • ...

    12

    هنوز کامل وارد رمان نشده که معرفی بشه. همین مردی که توی این پارته شیشمه

    ۵ سال پیش
  • nazanin

    0

    از کجا انقدر مطمعنی گلم 😏؟! من خودم یه حدسایی دارم ولی نمیگم صددرصد درسته ...

    ۵ سال پیش
  • nazanin

    15

    این طور هم که مشخصه این مرد خیلی به درمنه و هوم نزدیکه چون میدونست درمنه خودشو توی دردسر میندازه و به هوم هم گفت باز همو میبینیم . عکسا هم عالین ، همه چشم و ابرو مشکی ، دقیقا یه چهره ی اصیل ایرانی !؟

    ۵ سال پیش
  • nazanin

    17

    نکنه این مرد همونه که زیر تخت درمنه رو گرفت ؟ خدا کنه ابتین بلایی سر کسی نیاره ، پدر درمنه هم اگه پاقعا بی گناهه ازاد بشه ! شاید اگه درمنه از زادان کمک بخواد بتونه موفق بشه ؟! خدا میدونه ... 🤔

    ۵ سال پیش
  • درسا

    20

    اگ این رمان انلاین نبود صددرصد تا وقتی ک تموم نشده ولش نمیکردم....خیلی آدمو تو خماری میذاره لعنتی😐💔

    ۵ سال پیش
  • هانا

    7

    عالی بود

    ۵ سال پیش
  • آرام

    10

    لطفا ی عکس بهتر از هوم بزارین من فق چشماش و میبینم😑

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️