پارت هفتاد :

 سینی کوچک که داخلش یک فنجان سفید قهوه، ظرف کوچکی از شکلات و بیسکوییت بود را روی میز مقابل گوهر گذاشت. بعد از آن کنار مادرش نشست و برای لحظه‌ای نیما را از نظر گذراند که مشغول گفتگو با پدرش بود. با تمام شدن حرف‌های نیما و سجاد در مورد شغل، خانه و درآمد، خشایار گلویی صاف کرد و رو به سجاد گفت:
خب آقای سپهری؛ این دو تا جوون اصل کار هستند که حرفاشون رو قبلا زدن و هم رو پسندیدن. این جلسه بیشتر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ۰

    25

    من این گوهرو میکشم چهره ستاره ظزیف خواستنیه از اون مهم تر اخلاقشه 🥺❣💋😂نه پارمیس که بازور عمل و ارایش و پول باباش ادم شد😒😏😏

    ۵ سال پیش
  • طنین

    4

    پارمیس اتفاقا هم خوشگله چون شخصیت بدس میگید با پول باباش خوشگله یا عملیه اگه شخصیت خوبه بود میگفتید خیلی نازه به ستاره میگفتید زشته والا ستاره واقعا زشته پارمیس رو من دوس دارم

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    1

    سلام،ممنون🌹🌹میشه بگین مشکل ستاره چیه؟ 🤔

    ۵ سال پیش
  • Zohre?

    1

    سلام بهش ...شده توسط رامین که هنو وارد نشده 😠

    ۵ سال پیش
  • یگانه

    4

    وای من استرس اینو دارم که بفهمن مشکل ستاره رو🤦 ♀️

    ۵ سال پیش
  • M

    10

    گوهر نزده رقاصه همینجوریش با ستاره مشکل دارع اگه اون موضوع رو بفهمه که نور علی نور میشه

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    14

    من از زمانی میترسم که گوهر بفهمه مشکل ستاره رو💔🚶

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    11

    یعنی آخر این داستان ستاره از دست گوهر و سدرا و رامین و بقیه دق مرگ نشه باید کلاهمون رو بندازیم هوا

    ۵ سال پیش
  • ستی

    29

    تف بهت بیاد گوهر الاغ واقعا میگنا زن بابا زن باباست اخر نیش میزنه

    ۵ سال پیش
  • راحله

    25

    واقعا این همه اذیت شدن حق ستاره نیس اون از وضعیت روحی خودش اون از طرز حرف زدن گوهر اون از داداشش اون از نقشه هایی که تو سر بابای نیما هست واقعا این دختر گناه داره 😔😣

    ۵ سال پیش
  • نعنا

    13

    جوووووووووون😍😍😍😍 خیلی خوشحالم 🥺😭

    ۵ سال پیش
  • آرام

    16

    اخی چه غریبانه

    ۵ سال پیش
  • رقیه

    25

    افرین المابه تومیگن خواهر👊😋چقدرازگوهربدم میاد😝😠خیلی دوست دارم بینم این دو عاشق چی میخوان بهم بگن😃 نگار جون توروخداتوپارت بعدیکم ازاسترس ستاره روکم کن تا هم اون راحت شه بشه هم ما 😥😣

    ۵ سال پیش
  • رماننننن

    19

    وای از دست این گوهر وایییییی عقده ایِ بدبخت ای بابا 😠😠 ولی آلما خوب همه چیز رو جمع کرد هوف😪😌 نویسنده رمانت مثل همیشه عالیه 😘

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!