پارت بیست و ششم :

دستم از روی سر اسب سُر خورد و چشمانم بین مادر و پدر به گردش درآمد. ناباور از آنچه شنیده بودم، با دهان باز گفتم:- چه گفتی؟

پدر افسار اسبِ جدید و اسب خودش را به یوکو داد و ناراضی به طرف حیاط شرقی رفت. مادر اهمیتی به رفتار او نداد و با شوق گفت:- من و پدرت را به قصر دعوت کرده بودند تا نظرمان را درمورد ازدواج تو و شاهزاده زادان جویا شوند. پادشاه و ملکه هنگامی که تو را در جشن نام‌گذاری پسر با

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هستی

    1

    هوم🤩🙌و چرا زادان اینقدر خشنه و فک کنم زادان از افره خوشش اونده🤩😂

    ۵ سال پیش
  • رائیتی

    6

    ببینم هوم میتواند کاری برایش انجام دهد که اگر نتواند مجبور است با شاهزاده ازدواج کند ولی ژانر ازدواج اجباری نیست 😬

    ۵ سال پیش
  • محیا

    3

    بذار به عنوان ملکه این سرزمین وارد قصر شه.... بذار سختی. درد. و تنهایی رو تحمل کنه... و بعد از اینکه مستقل شد آروم آروم به شاهزاده دل ببنده!.... البته اینا فقط نظر منه

    ۵ سال پیش
  • محیا

    6

    من برخلاف بچه ها میگم بذار با زادان ازدواج کنه بذار به عنوان ملکه این سرزمین مسئولیت پذیری رو یاد بگیره. بذار به زادان ثابت کنه که زنا ظریف هستن اما ضعیف نه!

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    17

    این زادان ذلیل نشده از آفره خوشش میاد به خاطر همین وقتی گفت با برده ازدواج کن ناراحت شدوگفتم ملکه خودش درمنه رو انتخاب کرده 😏آه ای فرشته نجات هوم تو چقدر خوبی😍 😂

    ۵ سال پیش
  • Zarnaz

    6

    عالی ممنون نویسنده گل کاشتی 😍🤩❤️

    ۵ سال پیش
  • ???

    8

    ارههه دقت نکرده بودم یادتونه پارت های قبلی یه مرد مشکوکی بود که افره گفت نگاه شرورانه ای هم داره یا یه پارت بود که درمنه خواب دید و گول زدن سربازا توسط زریر و هم سوال های بی جواب تازه اوله رمان

    ۵ سال پیش
  • ؟

    14

    واسم سواله چرا همش میخایم درمنه ازدواج کنه خب با وجود زریر مطمئنن ی جنگ تو راه هست شاید جوری همه درگیر جنگ بشن ک واسه کسی ازدواج درمنه یا زادان مهم نباشه و البته چمروشم ک احضار کنن هوم بیهوشه

    ۵ سال پیش
  • ???

    19

    ازاول تا آخر پارت هیجان داشتم شمارونمیدونم ولی من اصلااصلا دلم نمیخواد درمنه با شاهزاده ازدواج کنه دلم میخواد درمنه و هوم با هم باشن هنوز امید دارم که گره خوردن سرنوشت درمنه به خوانواده سلطنتی این باش

    ۵ سال پیش
  • Black

    17

    من نمیخوام درمنه با زادان ازدواج کنهههههه😭😭😭 نویسنده جونم تورو خدا یه چی بنویس اینا نتونن باهم ازدواج کنن

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    26

    احساس میکنم شاهزاده عاشق آفره شده و برای اینکه تو جشن آفره رو ببینه درمنه رو دعوت کرده و وقتی هم درمنه گفت با برده ازدواج کن ناراحت شد و همچنین توجه اش تو غار به آفره

    ۵ سال پیش
  • وستا ۲۰

    8

    شاید هم با هوم ازدواج کرد

    ۵ سال پیش
  • rabia

    10

    عالی بود

    ۵ سال پیش
  • وستا ۲۰

    13

    اولین نظر نمی دونم چرا همش دوست دارید درمنه با هوم ازدواج کنه اصلا شاید یه فرد دیگه هم بعدها به رمان اضافه شد درمنه با اون ازدواج کرد تجربه رمان خوندن این رو احتمال میده 😊

    ۵ سال پیش
  • ؟

    10

    هوپ هوپ شکرت بازم فقط درمنه مخالف نیس زادانم ازدواج با درمنه رو نمیخواد فقط،نازو ادای زادان ب عنوان شاهزاده برای زهر چشم گرفتن زیاد نیس؟😐😂

    ۵ سال پیش
کپی شد!