پارت چهل و سوم :
نیهان مشغول گپ و گفت با حامد و الهه بود و ستاره با لبخند ملیحی نگاهش میکرد. خلقیات نیهان برایش جالب بود؛ غم، اندوه، دلسوزی، اشک و لبخند و شیطنت همه را با هم و در یک زمان توی قلبش داشت. طوری با الهه و حامد میگفت و میخندید که انگار نه انگار همین چند لحظهی پیش داشت از غصههایش برای او میگفت. نیهان استاد خندههای تصنعی و شادی تظاهری بود؛ خصلتی که خودش هیچوقت نمیتوانست داشته باشد.
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
بنده خدا
1اه میخاسم ری اکشن نیمارو ببینم😡
۵ سال پیشرائیتی
5مرسی ضدحال جای حساس که چه عرض کنم جای خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی حساس تموم شده
۵ سال پیشMari
4بیچاره نیما چه حالی میشه وقتی بفهمه چ بلایی سر عشقش اومده 😞😞
۵ سال پیشدختر باباش
8وقتی خانواده خودش (پدر و برادرش)اون رفتارو باهاش کردن چه انتظاری از نیما و خانوادش میره که باهاش کنار میانو قبولش میکنن البته شاید الان نیما قبولش نکنه بعدن با عشق زیاد کنار میادش
۵ سال پیشمهسا
4اینجورکه الان اظهار عاشقی کردن و پادر میونی معلومه کلی اتفاق براشون در اینده میوفته و راه سختیو در پیش دارن
۵ سال پیشناشناس
22وای خداوندا اگه نیما بفهمه چی میشه ؟؟؟؟؟ یعنی بامشکل ستاره کنار می آد ؟؟؟؟
۵ سال پیشایلین
9نه
۵ سال پیش.....
9فکر نکنم بتونه الان کنار بیاد احتمالا اگه واقعا این دوتا برای هم باشن چند وقت دیگ که نیما بیشتر عاشقش شد میتونه با این موضوع کنار بیاد؛)
۵ سال پیشمی شه اسممو ننویسم
7به نظرتون این طور که پیش می ره رمان چند قسمت؟؟؟؟ لطفاً بنویسید
۵ سال پیش؟
8بنظرم حدود همون ۱۱۰ پارت اینا تقریبا اندازه خواهر خواندخ
۵ سال پیشدلی
4فکر کنم زیاد زیاد ۴۰۰ قسمت باشه.
۵ سال پیشارام
16مرسی مثل همیشه جای حساس تموم شدا
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
زهرا
1از این پارت خوشم اومد چون ستاره نگران غرورش نبود و همه چیزو به الما گفت