پارت چهل و یک :
- میخوای بدونی که چی بشه؟ یه اتفاق بوده، الان باید به فکر خودت باشی تا زودتر حالت خوب بشه. رباط پات آسیب شدیدی دیده بود، جراحی شده.
چشمهای نیهان به اشک نشست و لبهایش لرزید:
- اون ماشین میخواست منو بزنه، به خاطر من اون اتفاق افتاد!
حسام با کلافگی پوفی کشید و به چشمهایش خیره شد.
- آره، مقصود ماشین تو بودی ولی تو که نخواستی اون اتفاق بیفته!
دخترک اشکهایش را با سرانگشت
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
رقیه
9ولی واقعا این پارمیس چرا اینجوریه نیما هه بهش میگه دوست ندارم بعد دوباره میره پیشش با یه دختر نباید اینقدر غرور خودشو زیر پا بزاره اینقد بدم میاد از این دخترا😒😕دختره نجسب خیلی هم رو مخه😐😩😾
۵ سال پیشرقیه
5اره بنظر منم الما برع باستاره حرف بزنه ستاره میگه🙄 بلاخره هردوتادخترن والما اکه به ستاره بگه نیمانامزدیشوبا پارمیس بهم زده دیگه ستاره هم باورمیکنه😊 خیلی ممنون نگار جوننن با این رمان بی نظیرت💟
۵ سال پیشFatemeh
21اه واقعا این پارمیس نچسبه، خو ازت خوشش نمیاد بیخیال شو دیگ توام:/ دلم برا اون دختر و پسرع میسوزه طفلکیا خیلیییی گناه داشتن💔
۵ سال پیشMelisa
6دقیقا داره رو مخ من اسکیت میره
۵ سال پیشS...
18😍فکر کنم آلما از پسش بربیاد... ستاره بالاخره دم به تله میده البته اینا ازدواجم کنن خدا میدونه نگار چه خوابی براشون می بینه🙄😂
۵ سال پیشنمد
1نگار کیه؟!
۵ سال پیشنفس
6فک کنم منظورش نویسنده رمان ( نگار ) هستس
۵ سال پیش..
7عالی بود.
۵ سال پیشزهرا
10دستت درد نکنه نگار جون این پارت نسبت طولانی بود😍❤️😘
۵ سال پیشمن
5کاش یه ذره بیشتر درباره نیهان و حسام بود
۵ سال پیشمریم
7عالی بود👌👌
۵ سال پیشمحمد
2عالی،مثل همیشه.خسته نباشی
۵ سال پیشNegari
6😍😍
۵ سال پیشآیناز
9عالی بود خسته نباشی
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
گوگولی
1آقا نیما عاشق شدن 😂عالیه نویسنده جون خیلی عااااااالیههههههه