مدیر معاون (عشق سریالی) به قلم نسترن قره داغی
پارت هفده :
هنگ کرده و عصبی از جام بلند شدم و همونطور که به سمت در میرفتم غریدم: نه بابا؟ خجالت نکشید، هر کار دیگه ای هم خواستید بکنید جلو چشم من انجام بدید. مردم چقدر پرو شدن!
قرمز شده و حرصی نگاهم رو از نگاه متعجبش گرفتم و در رو باز کردم که با زور و زحمت فورا از جاش بلند شد و خواست چیزی بگه که با صدای زنگ در دهنش بسته شد و لبخند گندهای روی لبش نشست.
نگاه تو رو خدا چقدر خر ذوق شده! مرتی
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
زینب بوسویط
0عالیه دم نویسنده اش گرم
۲ سال پیشا
0ا
۲ سال پیشزینب
0خوب بود
۳ سال پیشسارا
4فق وقتی میثم میگه تورو با نیاز اشتباه گرفته من پوکیدم🤣🤣🤣🤣🤣
۵ سال پیشمهشید
6هرچقدر بگم عالیه بازم کم گفتم خیلی خوبه نویسنده خیلی ماهر و برهمه چی مسلطه خیلی ممنون بابت رمان عالیتون 😍❤️💞💘😁😂😂😂خیلی خنده داره من که عاشقشم
۵ سال پیشزهرا
6منم کاملا با اریل موافقم
۵ سال پیشاریل
34چرا از ثمر بدتون میاد اتفاقا من خیلی دوسش دارم چون شیطونی میکنه و خیلی خیلی ببخشیدا همین ثمر بود که باعث شد نیاز به خودش بیاد و به معراج و نیاز کمک کرد.
۵ سال پیشyalda
5جرررررررر😂فقط جرر😂
۵ سال پیشمهدیس
26ازینجا به بعد،دیگه حدس زدن راحت تر شد چون ثمرو میثم بخادر اینکه مادر بزرگه ناراحت نشه مجبورن بگن نامزد هستن . خب خب ثمر و میثم هم دارن میرن قاطی مرغا😂 راستی دیگه خبری از نیازو معراج نشد چرا اونا نی
۵ سال پیشنمیگم:/
30ینی جیگرم حال اومد ک آخرش میثم به ثمر گفت تورو با نیاز اشتباه گرفتن، هع بسوووز ثمرجان!😂😏
۵ سال پیشایداتونم
8خیلی کوتاه بود ولی عالیه رمانش
۵ سال پیشزینب
28واقعا دستت درد نکنه نویسنده حداقل مثله بقیه نویسنده های که داخله این برنامه هستند رمانتون رو پولی نمیکنیداونم این رمان به این قشنگی رو مرسی واقعا هرچی بگم کم گفتم از قلم قوی و وبسیار خوبتون موفق باشید
۵ سال پیش*دلارام*
15باباااا تو ک باید ذوق زده بشی ثمر خانم نه ک میثمو میخوای و نیازو به در کردی😏
۵ سال پیشزینب
10خواهش میکنم عکس شخصیت هارو بزارید بعد عکس سیاوش و اشکان رو روهم روهم بزاریدبعد عکس مامان بابای معراج روهم بزارید دستت درد دردندردنکه نویستده خیلی این قسمتش جالب و قشنگ. بود
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
شبنم
3قلمت مانا تالین پارت عالی بود 👌