سماح به قلم پریسا حصیری
پارت هفتاد و دوم :
#پارتدویستوبیستوهشت
#سماح🖍
با عصبانیت به سمت در قدم بر می دارد و قبل از این که خارج شود و با چشمانی تنگ شده از عصبانیت لب روی هم می فشرد:
_کاری می کنم از این که به من اعتماد کردی روزی صدبار توبه کنی!
کلید را در قفل چرخانده، مهتاب خانم با دلواپسی خودش را در اتاق پرت می کند و گلایه مند لب وا می کند:
_داری چه غلطی می کنی سلیم؟ انگار دیگه نمی شناسمت!
س
لطفا صبر کنید...
