پارت پنجاه و یک :

چیزی نگذشته بود که با صدای بوق ماشین متوجهش شدم. یک سورنتوی مشکی کنارم توقف نموده بود. سوار شدم و حرکت کردیم.
-جسارتاً مسیر کدوم طرفه؟
-نزدیک ترین ایستگاه مترو لطفاً.
-منزل رو عرض کردم.
-یوسف آباد. میرم خونه عمو شاهرخ.
-اوه بله. فکر می کنم بدونم کجاست.
-ولی من نمی خوام مزاحم شما بشم.
-تعارف نکنید لطفاً. اتفاقاً فرصت خوبیه که با موکلم آشنا بشم. میشه شروع کنید و هر چی لازمه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹ دقیقه پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!