پارت ده :

ایستادم و به سمت مرد برگشتم. داشت دستکش‌هاش رو دست می‌کرد. چیزی به مسابقه نمونده بود. با احساسِ کشیده شدن بازوم به سمتِ منبع کشش برگشتم و با صورت سرخ از خشم کاوه مواجه شدم.

-این چه اشتباهی بود کردی تو؟ می‌شناسی اینو مگه؟! اصلا تا حالا دیدی چطور ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!