پارت چهل و هشتم :

کتونی‌هام رو درآوردم و توی همون ماشین کفش‌های پاشنه بلندم رو پوشیدم. همیشه رانندگی با کفش پاشنه بلند برام ناممکن بود.
وارد ساختمون شدم و از توی لابی و تابلوی اسم‌ها اسم فرهاد توکلی و طبقه‌ش رو پیدا کردم. جاش رو عوض کرده بود.
از آسانسور بیرون زدم و زنگ در واحد رو زدم. منشی در رو باز کرد و با نگاهی عجیب سر تا پام رو برانداز کرد.
بی‌توجه بهش وارد شدم و گفتم که وقت داشتم.
سریع به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • Hosna

    0

    خیلی خوب مینویسی آفرین عزیزم 😍 خسته نباشی 🪻🤍

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مرسی قشنگممم

    ۳ ماه پیش
  • زری

    1

    پردیس افتادی تو هچل مردک بیشعور آخرشم سرتو زیر آب کرد😖😖🥺🥺

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    هنوز هیچی معلوم نیست

    ۳ ماه پیش
  • شی شی

    2

    ببخشید ولی بخاطر مشکل سایت صبا جون نتونسته پارت بزاره. و حالش هم خوب نبوده🥺 لطفا یکم نویسندمونو درک کنید واقعا تو این شرایطا سخته پارت گذاری.. چون صبا جون همیشه منظمه😊

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    دورت بگردم شی‌شی جانم، مرسی از درکت♥️💋

    ۳ ماه پیش
  • شى شى

    0

    حرف ندارى صبا جونمم👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻 عالیی

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مرسی قشنگمم♥️♥️

    ۳ ماه پیش
  • Rosa

    0

    نمیدونم چرا هنوزم دلم با پردیس راه نیومده:)

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    توام حق داری

    ۳ ماه پیش
  • آراگل

    0

    اقا من چرا دلم داره برا پردیس میسوزه آخهه😭😭😥

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    حق داری خب🥲

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    بیچاره پردیس💔 خسته نباشی عزیزم ✨

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم سارا جانم

    ۳ ماه پیش
  • نورا

    0

    وایی هر چی میریم جلو تر خفنن ترر میشه😭💕 عالیی بوود

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دل♥️

    ۳ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    با سلام واقعا پارت ها خیلی دیر به دیر میاد شور جذابیت داستان گرفته میشه هر دوروز یه پارت اونم یادت میره داستان کجا بود دیگه اون جذابیت برات نداره کاش واقعا هر روز دو سه پارت میذاشتید 😕😟

    ۳ ماه پیش
  • نیا

    0

    طی سه روز گذشته داشتن سرور سایت رو عوض میکردن گویا.واسه همین نویسنده ها پارت نذاشتن بجز یکسریا که گذاشته بودن رو تایمر.

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم بابت درک و توضیحت نیای عزیز♥️

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    سلام عزیز دل، اول این که سایت کلا درحال بروز رسانی بود و امکان پارت گذاری در این دو روز اخیر نبود. دوم این که من توضیح دادم توی یکی از کامنت‌ها که معده درد شدیدی داشتم در این چند روز و واقعا توان بدنم نمیکشید که پارت بنویسم. مورد بعدی هم اینه که هرروز دو سه پارت؟؟ واقعا کار سختیه و چون ماهم مثل خودت

    ۳ ماه پیش
  • افسون

    0

    عزیزم خسته نباش همیشه سر وقت 👏خوب پس پردیس به خاطر پدرام اومده ولی هنوز خیلی کنجکاوم بدونم دقیقا چه بلایی اومده سرشون یعنی پدرام کاری با باباش کرده که البته اون مردک سه حرفی حقش بوده الهی چقدر خواهرا ناز هوای برادر و دارند البته فکر نکنم همه مثل هم باشن و اوه خبری از پرهام نیست 🤔

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️