پارت چهل و هشتم :

کتونی‌هام رو درآوردم و توی همون ماشین کفش‌های پاشنه بلندم رو پوشیدم. همیشه رانندگی با کفش پاشنه بلند برام ناممکن بود.
وارد ساختمون شدم و از توی لابی و تابلوی اسم‌ها اسم فرهاد توکلی و طبقه‌ش رو پیدا کردم. جاش رو عوض کرده بود.
از آسانسور بیرون زدم و زنگ در واحد رو زدم. منشی در رو باز کرد و با نگاهی عجیب سر تا پام رو برانداز کرد.
بی‌توجه بهش وارد شدم و گفتم که وقت داشتم.
سریع به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مرضیه

    1

    با سلام واقعا پارت ها خیلی دیر به دیر میاد شور جذابیت داستان گرفته میشه هر دوروز یه پارت اونم یادت میره داستان کجا بود دیگه اون جذابیت برات نداره کاش واقعا هر روز دو سه پارت میذاشتید 😕😟

    ۵ ساعت پیش
  • نیا

    0

    طی سه روز گذشته داشتن سرور سایت رو عوض میکردن گویا.واسه همین نویسنده ها پارت نذاشتن بجز یکسریا که گذاشته بودن رو تایمر.

    ۴ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم بابت درک و توضیحت نیای عزیز♥️

    ۱ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    سلام عزیز دل، اول این که سایت کلا درحال بروز رسانی بود و امکان پارت گذاری در این دو روز اخیر نبود. دوم این که من توضیح دادم توی یکی از کامنت‌ها که معده درد شدیدی داشتم در این چند روز و واقعا توان بدنم نمیکشید که پارت بنویسم. مورد بعدی هم اینه که هرروز دو سه پارت؟؟ واقعا کار سختیه و چون ماهم مثل خودت

    ۱ ساعت پیش
  • شى شى

    0

    حرف ندارى صبا جونمم👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻 عالیی

    ۹ ساعت پیش
  • Rosa

    0

    نمیدونم چرا هنوزم دلم با پردیس راه نیومده:)

    ۲ روز پیش
  • آراگل

    0

    اقا من چرا دلم داره برا پردیس میسوزه آخهه😭😭😥

    ۲ روز پیش
  • Sara

    0

    بیچاره پردیس💔 خسته نباشی عزیزم ✨

    ۳ روز پیش
  • نورا

    0

    وایی هر چی میریم جلو تر خفنن ترر میشه😭💕 عالیی بوود

    ۳ روز پیش
  • افسون

    0

    عزیزم خسته نباش همیشه سر وقت 👏خوب پس پردیس به خاطر پدرام اومده ولی هنوز خیلی کنجکاوم بدونم دقیقا چه بلایی اومده سرشون یعنی پدرام کاری با باباش کرده که البته اون مردک سه حرفی حقش بوده الهی چقدر خواهرا ناز هوای برادر و دارند البته فکر نکنم همه مثل هم باشن و اوه خبری از پرهام نیست 🤔

    ۳ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!