خان دایی به قلم آرزو هاشم آبادی
پارت چهارم :
خیلی دلم میخواست دستم را به علامت خاک بر سر بلند کنم اما باز دلم نیامد.
تکتم گفت:
_ بفهم چی میگی مجید.اگه برج پیش پول همین نیم وجب بچه نبود الان اسباب اثاثیه این خونه توی کوچه بود. یادت اومد؟! یه ماه کار کرد و تموم حقوقش رو ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...
آمنه
1رمانتون عالیه الان شروع کردم به خواندن و اما میخوام بگم خدا روزی رو نیاره که آدم هم فقیر باشه و هم گرفتار مواد شوند که حتی غیرت از بین میره