پارت چهارم :


خیلی دلم میخواست دستم را به علامت خاک بر سر بلند کنم اما باز دلم نیامد.


تکتم گفت:

_ بفهم چی میگی مجید.اگه برج پیش پول همین نیم وجب بچه نبود الان اسباب اثاثیه این خونه توی کوچه بود. یادت اومد؟! یه ماه کار کرد و تموم حقوقش رو ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!