پارت هجده :

با چشم های باریک شده از تعجب مرا نگریست و بعد از اندکی مکث پرسید:
_ چه طور مگه؟
از این نگاه ریزبینانه که همچون کارآگاه گجت قصد کرده بود زیر و بَم دلیل این سوالی که پرسیده بودم را بیرون بکشد، خنده ام گرفت.
با لبخند کمرنگی که به لب هایم سنجاق شده بود، نفس عمیق کشیدم و بوی هِل را که از چای خوش رنگم بلند شده بود به ریه هایم بخشیدم و ریز به ریز مکالمه ی بین خودم و آقا امیر حسام را دوباره

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!