پارت صد و سی و سوم :

یاسمین روی شن‌های نرم ساحل نشسته بود. زانوهایش را در آغوش گرفته و نگاهش را به افق دوخته بود.
خورشید آرام‌آرام پایین می‌رفت؛ مثل گوی آتشینی که خسته از تمام روز، خودش را به آغوش دریا می‌سپارد. نور نارنجی و سرخش روی سطح آب پخش شده بود و موج‌ها هر بار که جلو می‌آمدند، آن نور شکسته را با خود تا نزدیکی ساحل می‌آوردند.
صدای دریا یکنواخت و آرام بود؛ موجی می‌آمد، روی شن‌ها می‌لغزید و د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Miaaa

    0

    فکر کنم به آرزوم رسیدم و یه کیسی از اینا دیدم🥹😅😍😍

    ۵ دقیقه پیش
  • آمینا

    0

    واقعا شاهین اینکار رو کرد😉😉😉😉یاسمین راست میگه چرا بدون اجازه🤣🤣🤣وای شاهین همینجوری دختر بیچاره نمیتونست بره ایران الان چیکار کنه

    ۵۷ دقیقه پیش
  • اسرا

    0

    عجب آهنگی ممنون💋🙏

    ۱ ساعت پیش
  • اسرا

    1

    آخه چرانیروش رفت الان بدجوربدمیخوردکیف میکردشاهین😁🙏

    ۱ ساعت پیش
  • پرنیان

    1

    نیلوفر من اول یه امیرسام یه دونه هم شاهین میخوام عزیزم پیگیری کن گلم 😭💓👄

    ۱ ساعت پیش
  • پرنیان

    1

    خیییییلی قشنگ بوداااا آخیییی گوگولیااااا فقط اونجا که شاهین میگفت مشکلت فقط بخش اجازش بود 😭🤣

    ۱ ساعت پیش
  • پرنیان

    0

    هیچییییییییی نمیگمممم بلخرههههه چه پارت برگ ریزونییی بود

    ۱ ساعت پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!