پارت نود و یک :

سهند با دست سالمش در را برایم باز کرد و خودش لنگ‌لنگان با آن درد پنهانی که در پس لبخندش قایم کرده بود، روی صندلی شاگرد نشست. به آتل سنگین دستش اشاره کرد و با لحنی که سعی می‌کرد شوخ و آرام باشد، گفت:
- خب رانندۀ عزیز، بشین پشت فرمون دیگه. من که با این دست نمی‌تونم رانندگی کنم.
مبهوت نگاهش کردم. ضربانِ قلبم یک‌دفعه جهش کرد.
- من؟ من که گواهینامه ندارم. اصلا بلد نیستم. اگه بزنم جایی و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هستی

    0

    رومان شده پراز رمز راز ما بی صبرانه منتظریم که چی میشه آخرش حنانه جون خسته نباشید

    ۱ ساعت پیش
  • زهرا

    0

    ممنونن از پارت زیباتون

    دیروز
  • سپیده

    3

    امیدوارم پرواز همه چیز رو به سهند بگه چون اینجوری دیگه با هر اتفاقی احساس عذاب وجدان میگیره ،وقتی نتونی از کنار عشقت بودن لذت ببری همش به نبودنش فکر کنی واقعاً عذاب آوره

    ۲ روز پیش
  • تیونا

    1

    ممنون از نویسنده عزیز بابت پارت های طولانی 🤍 قلمتون مانا

    ۲ روز پیش
  • تیونا

    1

    امیدوارم ته داستان پرواز هم خوب باشه ۹۱ پارته بیچاره فقط داره با مشکلات داییش ک باباش و سهند دست و پا میزنه

    ۲ روز پیش
  • تیونا

    1

    حسم میگه یکی دو پارت دیگه همه چی رو بهش میگه فکر نکنم پرواز برای رفتن به ژنو از سهند استفاده کنه البته اگر دوباره یهویی یه موضوع دیگه پیش نیاد

    ۲ روز پیش
  • راحله

    1

    کاش از این موضوع عبور کنن چند پارته که هی پرواز گریه می کنه و میخواد بگه و نمیگه همش این روند تکرار میشه

    ۳ روز پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    به هر حال روند داستان باید طی بشه وگرنه برای مخاطب باورپذیر نیست

    ۳ روز پیش
  • افسون

    0

    آخ امان از این ترس از دست دادن چطور آدم و در ورطه شو و خاموشی میبره امیدوارم برای پرواز زیادی دیر نشه مرسی گلم خسته نباشی خیلی اضطراب دارم 🥰

    ۳ روز پیش
  • پرنیان

    1

    حنانه جان مرسی بابت پارت ها 💓💓 خسته نباشی عزیزم

    ۳ روز پیش
  • پرنیان

    1

    من بیشتر حواسم پرت این شد چرا نصفه شب رفتن تو قبرستون آدم خوف میکنه

    ۳ روز پیش
  • پرنیان

    3

    بنظرم سهند اونقدر درکش رو داره که پرواز بتونه بدون ترس از قضاوت شدن حقیقت رو بهش بگه

    ۳ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!