خدیرا به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت ده :
زامیرا دندان روی هم سایید، میخواست درد خشم را در آروارههایش له کند، و از خشم، قلبش همچون آتشفشانی در آستانهی فوران، در حال انفجار بود. این تمرین سخت، این شکنجهی جسم و روح، برای روز اول، پیش از آنکه بدن زخمهایش را به یاد آورد، از دیدگاه خودش زیاد ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
