خدیرا به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت چهارم :
خدیو با آن چشمان پر غضب که به هنگام اخم پر جذبه و ترسناکتر نیز میشد از بین دندانهای بهم چسبیدهاش غرید:
- وقتت رو تلف نکن! من قرار نیست بخاطر انتقام تو از اینجا دل بکنم و پشت سرت راه بیفتم.
در آن لحظه، زامیرا با دقتی خاص، تره موی موجد ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
