پارت صد و هفتاد و هشتم :

****
داخل راهروی شلوغ، یک‌ساعتی معطل مانده بود و از این‌اتاق به آن اتاق رفته بود تا اجازۀ ورود بگیرد. حالا نیم ساعتی می‌شد که پشت در اتاقی منتظر بود. میان جانش سمی مهلک پخش شده بود، سمی که نفرت و غمش را زیاد و زیادتر می‌کرد و اعتنایی به قلب دیوانه‌اش نداشت و هم‌چنان می‌کوبید. چنان محکم که قفسۀ سینه‌اش درد گرفته بود. نفهمید چقدر طول و عرض راهرو را رفت و برگشت، چقدر زمان گذشت که بالاخ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!