پارت هشتاد و دوم :

**فصل ۱۰۲: گذشته‌ی هانا**

دفترچه‌ی خاطرات هانا در دستان شاهرخ سنگین‌تر از همیشه به نظر می‌رسید؛ گویی کلماتِ داخل آن از سرب ساخته شده بودند. هر ورق که برمی‌گشت، زخمی تازه را پیش چشمانش عریان می‌کرد؛ تکه‌ای از گذشته‌ای که شاهرخ یا هرگز ندیده بود و یا در هیاهویِ قدرت‌طلبی‌اش، عمداً نادیده گرفته بود.
با احتیاط صفحه‌ای را ورق زد. صدای خش‌خشِ کاغذ در سکوتِ سنگینِ اتاق مثل فری

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!