پارت هفتاد و چهارم :

برای مراسم نامزدی تصمیم گرفتم دیگر فرار نکنم. ماه‌ها فکر کرده بودم که چه کار کنم؛ چه واکنشی نشان دهم که کمتر رقت‌انگیز باشد. من که کاری نکرده بودم. این بار باید توی چشم‌هایش نگاه می‌کردم. او بود که باید جواب پس می‌داد؛ به من، به جولز. او باید شرمنده می‌شد. دفعه‌ی قبل گذاشتم قسر در برود، ولی این بار نه.
اما همان اولِ کاری کیش و ماتم کرد. وقتی رسیدم، لبخندِ گشادی زد و گفت: «اولیویا! امی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴ دقیقه پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!