اشق به قلم عاطفه میرزائی
پارت هشتاد :
***
با شنیدن باز شدن درب نگاهش را از سقف کنافکاری شدهی اتاق گرفت و سرش را به سوی درب چرخاند. دردی شدید در ناحیهی گردن و سرش احساس کرد و ضعف به دلش نشست.
- بیدار شدی؟
صدای اغواگرانه و کشیدهی زن جوان که نشان از مستی او میداد و به سوی تختش میآمد، محتوای معدهاش را درهم پیچاند، با یک حرکت سرش را کج کرد و عقزنان زهرآبی به تلخی زهر بالا آورد و صورتش را درهم کشید. زن جوان ب
لطفا صبر کنید...
