پارت سیصد و ده :

علی درحالی که میکروفون گیره‎ای وصل به یقه کت سام را تنظیم می‎کرد:
- چطوره مرد؟ راحتی؟ اگه با سیم پشت گردنت راحت نیستی بگو درستش کنم.
- خوبه، راحتم.
علی از او فاصله گرفت و روی مبل مقابل دوربین نشست:
- خدا شاهده تارهای صوتیم داره فلج میشه از بس نشستم گزارش زنده ضبط کردم. تمومی نداره لامصب. ولی به لطف اطلاعاتی که فرستادی کلی ترفیع گرفتم.
- پس عوض گله و شکایت، تشکر کن.
علی خند

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    دختر رمانت تو پیشنهادی ها برام اومد کلی چیز برام مرور شد که همشونم قشنگن هر جا هستی موفق باشی 💚

    ۲ ماه پیش
  • رها

    2

    واقعاخداقوت بی نظیر بود در خین خشونت و جدیت احساسی لطیف داشت بااینکه طولانی بود و زمان برد و فهمیدن کلمات بیوشیمی و اینا داشت ولی از قشنگیش سعی در فهمیدنش داشتم چون با جزئیات بود با جزییات خوندم ممنون خسته نباشید

    ۲ ماه پیش
  • عاطفه

    1

    رمان از هر لحاظ عالی بود هوش سام رو ن هوش نویسنده رو تحسین میکنم یکی از رمان های مورد علاقم بود

    ۳ ماه پیش
  • فهیمه

    0

    هرچی از قشنگی و قلم قوی و هوش و ذکاوت نویسنده بگم بازم کم گفتم واقعا دست مریزاد..👏👏واقعا خسته نباشی قشنگ ترین رمان پلیسی بود که خوندم ..مثل بقیه رمانا ابکی نبود..عشق و عاشقی و قشنگ به مخاطبش انتقال داد یجوری نوشتی که انگار خود منم توی اون صحنه ها حضور داشتم بازم ممنونم بابت رمان قشنگت🥰

    ۳ ماه پیش
  • Sarakk1381

    0

    یکی از بهترین رمان جنایی بود که خوندم.در این رمان با سام و رخشا مخصوصا سام گریه کردیم،خندیدیم و حسرت خوردیم حسرت اینکه کاش سام به حرف آرمان قبل ورود به اتاق بیمارستان زیرزمینی پدرش گوش میداد.قوی ترین قلمی بود که دیدم مخصوصا لحظه جنگ با رامین و رویارویی پدر و پسر بعد سالها که نوشتید؛بینظیر بود

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    1

    عالی بود مریم جون 😍 میشه یه راهنمایی بکنی و بگی رادا و پدر و مادرش در رمان آقای ایگرگ حضور دارند یا نه؟

    ۳ ماه پیش
  • مریم بهاور84 | نویسنده رمان

    آره گلم. بروبچ آقای ایگرگ با بچه های زاموفیلیا داستان دارن ꈍᴗꈍ🩶

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    1

    یوهوووو😍 عالی شددددددددد🥹😁🙃

    ۳ ماه پیش
  • مریم بهاور84 | نویسنده رمان

    باز اگه خود آقای ایگرگ و بخونین زاموفیلیا یادتون میره. 💅🏻🔥

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    3

    اعع اینجوری نگو مریم جون🙃 من بشخصه زاموفیلیا رو هیچ وقت یادم نمیره😁 ولی ببینیم آقای ایگرگ چیه؟ دل منو می بره یا نه؟ (که صد درصد هم می بره😉)

    ۳ ماه پیش
  • صبا

    0

    چرا از الان صبرمون رو لبریز میکنیییییین😭😭

    ۳ ماه پیش
  • صبا

    1

    نهههههه🫨🫨🫨 واییییییییییی چه خبر خوبی🥲

    ۳ ماه پیش
  • الی

    0

    سلام از رمانتون خیلی خوشم اومد فقط میشه بهم بگید چجوری میتونم بقیه قسمت های رمان رو ذخیره کنم

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    1

    میشه بگی مانکن نابودگر در قسمت آنلاین چندتا پارت بود؟

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    2

    من در بخش آفلاین با مانکن نابودگر آشنا شدم و هیچوقت پشیمون نمیشم که چرا خوندمش😍🥰

    ۳ ماه پیش
  • 🥀تنهای خفته

    0

    یکی از رمان هایی که با شخصیت و گوشت و پوستم حس کردم و شاید کاملا نه اما درکش میکنم خوندم ممنون از نویسنده عزیز بابت قلم و نوشته فوق العاده اش سپاس بابت این رمان جذاب ❤🧡💛💚💙💜❤

    ۳ ماه پیش
  • زهرا 🩷

    1

    خعلی قشنگ بود🥹

    ۳ ماه پیش
  • زهرا 🩷

    1

    وای دخترسام پلیس شده ؟!اوخی🥹مرسی مریم جون بابت رمان بسیار زیبات من که واقعا با این رمان زندگی کردم واقعا مرسی ازت بابت خلق چنین اثری🩷

    ۳ ماه پیش
  • 🌙مهسا

    1

    خیلی رمان عالی و بی نظیری بود من وقتی جلد اول تموم کردم نویسنده جلد دوم و تموم کرده و واقعا قلم نویسنده عالی بود خیلی باهوش بودن خانم نویسنده و ذهن خلاقی دارن امیدوارم بتونن به چاپ برسونن و اینکه انتخاب اهنگ خیلی خلاقانه بود و آهنگا بی نظیر بود یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    2

    عالی بود نویسنده جان میشه اسم آهنگ رو بگید

    ۳ ماه پیش
  • مریم بهاور84 | نویسنده رمان

    خوشحالم لذت بردی عشقم، موزیک Dark side از Neoni

    ۳ ماه پیش
  • Icy moon

    3

    با اختلاف بهترین رمان این برنامه خسته نباشی منتطر رمان های بعدی تو همین ژانر میمونیم

    ۴ ماه پیش
  • صبا

    0

    سه ساله که با رمانتون زندگی کردم خندیدم ذوق کردم و گریه کردم و امشب به پایان رسید. ممنونم ازتون بابت این اثر زیبا و خاطره انگیز

    ۴ ماه پیش
  • حدیثه

    1

    نویسنده عزیز واقعا خداقوت داری بابت قلم زیبات.من وقتی جلد اول رو خوندم که بعدش شما تازه میخاستی استارت جلد دوم رو بزنی.ی انتقاد دارم بهتون که من تا لحظه کامل شدن جلد دوم نخوندم چون پارت گذاری به موقع نبود واین نامنظمی خواننده رو نسبت به رمان سرد میکنه خواهشا توی رمان های بعدیتون درنظر بگیرید

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!