پارت شصت و یک :

تغییر حالت نگاه وحید آنقدر عیان است که می‌ترسم جملاتی را که دهانم از گفتنش عاجز مانده، چشمانم بیان کرده باشند. چشمان وحید گردتر می‌شود و دهانش نیمه باز می‌ماند. لرزش مردمک‌هایش را به وضوح می‌بینم. تنها چیزی که می‌تواند در انتهای این نگاه احمقانه بگوید، نامم است که پس از گذشت دقایقی نسبتا طولانی، آن را با ناباوری زمزمه می‌کند.
- شیرین...
چشمانش باریک می‌شود و ابروهایش تمایلی ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.