پارت هفده :

حرفم را زدم، حالا دیگر تصمیم با خودش بود.
از جا برخواستم و بی توجه به اویی که صورتش روبه سرخی و کبودی می‌رفت سمت در قدم برداشتم و در همین حین با لحن تمسخر آمیز ضربه آخر را بر پیکر بی‌جان هریس زدم:
- ولی شانتاژی که از شانتاژ اخاذی کنه واقعاً توی یه لول دیگه‌ست.
همراه جنی و البته حس خوب پیروزی و نیشخندی که خیال نداشت چهره‌ام را ترک کند از عمارت هریس خارج شدم.
مقابل پلکان مرمری

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.