ماه و سایه به قلم آزاده دریکوندی
پارت هفتاد و یک :
همیشه به صورت عمده کاموا سفارش میدادم تا ارزان تر بیفتد؛ اما گاهی که کم میآوردیم و عجله داشتیم از مغازهای که نزدیک خانه پدرجون بود میخریدم.
مامان مدام تاکید میکرد که دقیقا چه نوعی... چه رنگی... انگار که من اولین بارم بود میخواستم کاموا بخ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
ساناز
0💚💜🩷🩵🤎🤍🩶💛❤️💙🧡