ماه و سایه به قلم آزاده دریکوندی
پارت شصت و نهم :
به خانه که برگشتیم، مامان مشغول شستن ظرفهای ناهار بود.
صدای در ورودی را که شنید گفت:
- دخترا بیاین براتون ناهار نگه داشتم بخورید تا سرد نشده!
آیه توی آشپزخانه دوید و در قابلمه را برداشت و با دیدن ماکارونی چینی به بینیاش انداخت.
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...
Parvaneh
0آیدای عزیزم داره افسرده میشه😑💔