پارت صد و پنجاه و دوم :

علی همیشه مشکی بپوشه و حرف نزنه و تو خودش باشه... انگار که تو یه دنیای دیگه زندگی می کرد.
اما حالا این چیزهایی که خاله تعریف می کرد... با هیجان رو به خاله پرسیدم:
ـ خب متوجه نشدی چی شده که این جوری شده؟!!
خاله خنده ی شادی سر داد و گفت:
ـ چرا فهمیدم... باورت میشه اگه بگم دوباره عاشق شده!!
ـ واقعاً؟!!... کــی؟!!... علـــی؟!!... حالا کی هست این بینوا؟!!
خاله که انگار بهش برخورده باشه اخ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.