پارت دویست و پنجاه و یک :

چشمام رو از چهره آوا دزدیدم، سرم رو انداختم پائین و پلک بستم. حس می‌کنم گناهکارم. و اینکه از خط قرمزها گذشتم.
راه برگشتی وجود نداره، ته دلم خبر دارم هرچقدر هم که بخواد بگذره، حسم بهش عوض نمیشه. باید چی‌کار کنم؟
صدام می‌لرزه و سعی دارم کنترلش کنم:
- من در قبالت مسئول بودم، نباید از هیچ‌ مرزی بگذرم آوا. حتی اگه نتونم تا آخر عمرم فکرت رو از سر بیرون کنم.
- تنها کاری که کردی، ای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمینا

    2

    همه سامون میگیرن ولی میترسم برای آرمان و سام اتفاقی بیفته

    ۷ ماه پیش
  • صبا

    0

    امیدوارم همه چی خوب پیش بره

    ۷ ماه پیش
  • محدثه

    5

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!