رفاقت ممنوع (جلد سوم) به قلم ریحانه عیسایی (زینب)
پارت سیزده :
حالا اشکان منتظر حرکت فرزین بود.
اون حرومزاده از پشت اون ماسک سیاه چهرهاش مرموز و نا آشنا جلوه میکرد؛ یکی از عادتهای اشکان دیدن اکت و صورت حریف بود که بتونه از طریق اون به حال روحیش موقع بازی پی ببره.
نگاهش صاف روی انگشترهای تیغهدار توی دستهای اون عوضی بود تا ببینه که چه مهرهای رو حرکت میده.
فرزین حالت چشمهای عوضیش رو حفظ کرد، اون حرکتی رو زد که اشکان لحظهای ابروها
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آوا حاتمی
9اون فرزین آشغال رو باید دار زد آشغال ***
۴ ماه پیششخناز
1عالیه فقط فحش های بدی میدن که برای بچهراهنمایی زیادیه
۷ ماه پیشرمان خون اعظم
7داداش من خودم از یازده سالگی این فحشا رو البته به صورت خیلی کم استفاده میکردم اینا که راهنمایی هستن
۵ ماه پیشDiaa
8الان ابتدایا یه فوشای میدن معنیشو باید بزنی تو گوگل
۵ ماه پیشمهدیه
4نبودی ببینی چه خبره مدارس راهنمایی😂
۵ ماه پیشراحیل
3اینا خیلی گوho میخورن اَشی منو اذیت کننن نکنید بی فانوساا
۶ ماه پیشفاطمه
13اشکان تو بازی رو بردی ولی آیندت رو باختی🥲
۷ ماه پیشثریا
3عوضیااا😑
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
هانا
0فرزین روبیکایی👹