تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت شصت و هفتم :
محبوبه که نسبت به بقیه به نریمان خان نزدیک تر بود، با دیدن جسم بی جانی که مستقیما به او زل زده بود، دیوانه وار جیغ کشید و به سمت آبادی دوید.
با صدای جیغ محبوبه همه یکی یکی به خود آمدند و تکاپو و وحشت اندک اندک رخ نشان داد. شهباز خان که انگار هنوز هم نتوانسته بود این مصیبت را باور کند، به سمت برادرش دوید و تمام شوک و ناباوری اش در دو کلمه خلاصه شد:
_نریمان! برادر!
زمانی که بالای سر Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
❣️🌻
۱۱ ماه پیشاکرم بانو
0فکرنمیکنم کار سیاوش باشه،اون محبوبه ی احمق بادست خودش اتیش انداخت به جون اقوام و ابادی شون....
۱۲ ماه پیشفخری
0کار هر کسی بود دستش درد نکنه از شر نریمان راحت شدیم.ممنون از رمان خوبت نویسنده جان خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻🌹❤
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🥰🥰🙏
۱۲ ماه پیشهیفا
0حدس میزنم کارمرادقلی باشه پوووووف قرارنیس مشکلات تموم بشه
۱۲ ماه پیشجانآوا
2نویسنده عزیز داستان بسیار زیبا ولی شخصیت های اصلی داستان مدادام مریض وتب دار هستن و این موضوع توی همه بخش های رمان تکرار شده
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
سلام عزیزم. ممنون که تا اینجا همراه من و رمانم بودید🙏 در رابطه با انتقاد شما نسبت به رمان، من سعی کردم در این رمان با توجه به شرایط و اقتضای زمان وقوع داستان، به حقایق بپردازم و طبق تحقیقاتی که داشتم، این اتفاقات در اون دوره زمانی کاملا طبیعی بوده. از طرف دیگه با توجه به ژانر تاریخی رمان نمیخواستم
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
از طرف دیگه با توجه به ژانر تاریخی رمان نمیخواستم یک داستان خیالی با اتفاقات خوش دلانه تحویل خواننده بدم. دوست داشتم خواننده همراه من به دوران قاجار سفر کنه و با حقایق اون دوره آشنا بشه.
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
تب، مریضی، ظلم ، راهزن ها و سختی های سفر در اون دوره کاملا طبیعی بوده و اگر من این مسائل رو نادیده میگرفتم بی شک در حق خواننده ای که خواهان مطالعه یک رمان تاریخی هست ظلم کردم. از سوی دیگه باید شخصیت کاراکتر ها رو هم سنجید، مطمئنا سفر به این سختی و مشکلات به این بزرگی برای دختری ناز پرورده مثل پریزا
۱۲ ماه پیشزهرا z
1ای خدا پریزاد از دست نریمان راحت شد حالا ماهرخ چکار کنه نویسنده توانا خسته نباشی 🙏💯💕
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌷🌷🌷
۱۲ ماه پیشzahra
1مرسی نویسنده جان 💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💖💖💖
۱۲ ماه پیشSedna
5یعنی می تونه کار مراد قلی باشه من به مرادقلی مشکوکم🤔چون محاله کار سیاوش باشه اگه اون بود فقط مثل یه مرد واقعی میومد وخودشوبه پریزادمیرسوند وبرای نجاتش تلاش میکرد نه اینکه بزنه و دربره😥بانوی عزیز چه کردی بادل ما بازم مثل همیشه بی نظیر بود پارت وآهنگش
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
❣️❣️❣️
۱۲ ماه پیشآمنه
3خدا مرگشون بده معلوم نیست کار کی هست انداختن گردنسیاوش پارت عالی
۱۲ ماه پیشzahra
3چرا من فکر میکنم کار همونی بود که گفت سیاوش این کارو کرده
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💗💗💗
۱۲ ماه پیشسعادت
1منی که بادل پریزاد اشک ها ریختم یعنی دوباره می تواند سیاوش ببینید وماکه لحظه به لحظه خمارترر رررراز قبل 😵 💫😵 💫😵 💫😵 💫
۱۲ ماه پیشآمنه
0من هم توی این نظریه موافقم
۱۲ ماه پیشراز
1وااای ی کفتار کم شد یوی دیگه گفت برو من هستم جات واون ماهرخه
۱۲ ماه پیشالی
2فک نمیکنم کار سیاوش باشه
۱۲ ماه پیشزری
2خدا رو،شکر شهباز یک سال عزادار برادرشه و عروسیش با پری عقب میوفته .از این ستون به اون ستون فرجه
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
0تااینجا که خیلی خیلی قشنگ بود بانو