پارت دویست و چهل و پنجم :

نیشخند افسر بیخ گوشش:
- هنوز واسه مردن زوده پسرجون.
سام با فریادی دیوانه‌وار و جنون‌گرفته شروع به تقلا کرد. گلویش می‌سوخت. اما دست خودش نبود. در کوبیده شد و تیم پزشکی شتابان وارد شد. سرپرستار رو به افسر:
- روزتون بخیر سرتیپ پیشبین، دستور داریم ببریمش بیمارستان خصوصی. این پرونده و مجوز پزشکی ایشونه.
سکوتی برقرار شد.
- بسیار خب، ارجاع بدین، توی پرونده پزشکی ذکر کنین بیما

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا

    0

    منظورم ھمون ( ***) بود🤪

    ۷ ماه پیش
  • تارا

    0

    بازم این سعید *** بازیش گل کرد😤

    ۷ ماه پیش
  • صبا

    1

    ولی سام و فابیو>>>>

    ۸ ماه پیش
  • محدثه

    0

    یعنی چهره سام با عمل شبیه چهره باباش شده ؟

    ۸ ماه پیش
  • نابغه

    0

    نه ربطی نداره سام عمل نکرده منظورشون اینه بعد از ماجرای مرگ باباش و همکاریش با دشمنا چطور میتونه به قیافه خودش (که کپی باباشه) تو آینه نگاه کنه میگن یعنی یاد باباش میفته

    ۸ ماه پیش
  • محدثه

    0

    اها ، مرسی استاد 🎀😁

    ۸ ماه پیش
  • سهره

    1

    ولی من حس میکنم سعید خیانت نمیکنه امیدوارم نکنه و نقشه باشه

    ۸ ماه پیش
  • سهره

    0

    ای وای اعصابم خورده این سازمان دست از سر سام بردار نیست که نیست

    ۸ ماه پیش
  • م

    1

    این لعنتیا چی دیدن که شهادت دادن،سام حق داشت همشون به درک فرستاد 😮😡🙏🏻

    ۸ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!