پارت دویست و چهل و سوم :

تن را از یقه تا پارکینگ فابیو کشید.
نگهبانان شروع به دویدن به سوی او کردند.
پس از تعظیم کوتاهی تن را از او گرفته و تا داخل حمل کردند.
سام روی کاناپه نشست.
با اشاره کوتاه انگشت سبابه‌اش سطل آب روی سر تن وارونه شد.
وحشت‌زده به هوش آمد و خون رقیق سطح پیشانی‌اش شسته شد.
سام نشسته به طرفش خم و عمیق به مردمک‌های شوکه تن خیره شد:
- من رو می‌شناسی؟
تن که تازه موقعیت ف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    واو..همین و کم داشتیم..سعید و ماهان کم بودن رامین هم اضافه شد..سام فایل و پیدا کن کلک و بکن

    ۸ ماه پیش
  • سهره

    2

    رامین در اصل اسمشه فامیلیش هم ماهانه در واقع اسم و فامیلش اینه رامین ماهان

    ۸ ماه پیش
  • فاطی

    2

    🤣🤣🤣ممنون عزیزم..یهویی چرا همچین اشتباهی کردم..عجب

    ۸ ماه پیش
  • سهره

    2

    خواهش میکنم تقصیر تو نیست این آدم حتی اسم و فامیلش هم اعصاب خورد کنه 😂😂

    ۸ ماه پیش
  • سهره

    1

    این فایل شده چه بدبختی امیدوارم زودتر بهفمن کجاس دوس ندارم هیچکدومشون بمیرن

    ۸ ماه پیش
  • سهره

    1

    امیدوارم سعید جدی دیگه خیانت نکنه هنوز بهت امیدوارم نکنی ها

    ۸ ماه پیش
  • صبا

    1

    چراااااا؟ من خیالم از بابت سعید راحت شده بود😑😐

    ۸ ماه پیش
  • م

    1

    یه بار خیانت کرده و ازش بعید نیست ولی امیدوارم این دفعه رو برای نجات خودشم شده برای نابودی رامین ماهان کار کنه 🤔🙏🏻

    ۸ ماه پیش
  • همراز

    3

    کی دوسته،کی دشمن؟؟؟؟؟

    ۸ ماه پیش
  • آمینا

    1

    وای وای الان سعید تو دوستی یا دشمن؟؟

    ۸ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!