پارت هجده :


نگاهم که به زیر افتاد، خنده اش را رها کرد.
اصلا شلوار بی نوا تغییر رنگ داده بود.
تا او کتابچه ی دعایش را درآورد، من خودم را رساندم سمت مقابلمان.
دست زیر شیر آب گرفتم و شلوار را تکاندم.
به حساب موهای همیشه شلخته ام هم رسیدم.
از صبح دلم گرفته بود.
چه زود رسید به دو سال!
علارغم اخلاق تند و گاهی غیر قابل تحمل آقاجون، با من خوب بود.
در واقع من را زیاد از حد دوست د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!