پارت دویست و سی و یک :
رخشا میان حرف او دوید:
- منطقی نیست، اگه ماهان از اول میخواست سام رو از سر راهش بکشه کنار، خیلی راحت میتونست تو رو لو بده و سازمان با حذف سام کار رو ساده میکرد.
سعید سری به نفی تکاند:
- اونقدرام ساده نیست، ماهان اگه بخواد من رو لو بده عین یه شمشیر دو لبه به خودش هم آسیب میزنه. اینترپل میتونه مثل آب خوردن از طریق من بهش نفوذ کنه. ولی اینجا کسی که بیشتر از همه ضرر میکنه، ن
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
pari
1دقیقا همون جاییه که رخشا خوابشو میدیده
۱۰ ماه پیشهمراز
0ممنون عالی
۱۰ ماه پیشصبا
3به نظرم توی اتاق سرهنگ نیکنامه. ممنون☆♡
۱۰ ماه پیشسیما
6انقدر دیر به دیر پارت هارو میزارین میام پارت جدید و بخونم یه دور کامل پارت های قبلی رو باید بخونم تا یادم بیاد داستان چی بوده🤣
۱۰ ماه پیش=)B♡
6این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
فاطی
3این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
لطفا صبر کنید...
ماهرخ
1یا خدااااااا چه شود