اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت بیست و نهم :
به بای-دی-سی دی سی رفتیم.
بدون اینکه من آدرس بدم خودش بلد بود به کدوم محله بره.
یک جای کار میلنگید.
اما من به زودی همه چیز رو میفهمم.
این همه سال صبر نکردم که این موقعیت رو از دست بدم.
منتظر موند تا به خونه برم.
لباس عوض کنم و برگردم.
موبایلم و روشن کردم؛ بیانکا و ریچارد تماس گرفته بودند.
ریچارد طبق معمول، بالای ده بار تماس گرفته.
الان مهم نبود اگر
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
سادات
3میگم ، نکنه اونی که زنگ زد خود ارتور بود ؟
۱۱ ماه پیشhotoke
8چرا من احساس میکنم کسی که پشت خط بود خود آرتور بود؟
۱۱ ماه پیشآذر
3وایییی نه چرا اینو گفتیییی، همینو کم داشتم؛ گیج ترم کردی، اگه اینجوری باشه که... وای بحال بلا. از رومانو بعیدم نیست بخدا من میگم بلا رو حتی وقتی تو یتیم خونه بوده؛ میشناخته. چون هم *** خونه و محله ش رو بلد بود و هم قبل اومدن بلا به خونه اش براش فلش و نامه گذاشته بود.
۱۱ ماه پیشثریا
1اگه اینجوری باشه که واویلا🤕
۱۱ ماه پیشهنا
3خیلی پرفکته و اشتیاق برانگیزه رمانتون
۱۱ ماه پیشثنآ
4به نظرم کسی که داره بازی میخوره بلاس تا رومانو
۱۱ ماه پیشاسما
3اوضاع داره بدجوری خطرناک میشه حس میکنم تازه شروع بازیه 😰😰
۱۱ ماه پیشمائده
3بلا بخاطر یافتن قاتل، پدر و مادرش چشاش کور شده نمیدونه داره به چه کسی اعتماد میکنه " آخه چرا بلا!؛
۱۱ ماه پیشعسل
3پارت بسیار جالبی بود ....به نظرم اونی که پشت تلفن بود یه جای کارش میلنگه
۱۱ ماه پیشیاسمین
4خیله خب الحق ک خیلی خوب بود ولی جان ناموست زودتر پیش ببر این رمانو خیلی هنوز کار داریمممم
۱۱ ماه پیشمژگان بانو
1واو بلا بلا داری چیکار میکنی
۱۱ ماه پیشمحی
1قلم ات محشرهههههههه ولی آرتور اگه به سادگی خام میشد که آرتور نبود☺️
۱۱ ماه پیشKhazaell.
2بلا چجوری به کسی که نمیدونه زنه یا مرد اعتماد کنه؟ عجبب. پارت بعدی امشبه بی صبرانه منتظرم پارت بعدیم♡♡
۱۱ ماه پیشثریا
1داره جالب تر میشه 😎 خسته نباشی گلم 🤗🧡
۱۱ ماه پیشآذر
3خدای من پس بلا داره از یه نفر دستور میگیره؟ یا با هم همکاری میکنن؟! شاید دیدی در اصل قاتله خود این شخص باشه. بلا که فکر کنم زود به هرکسی اعتماد نمیکنه چطور به کسی که حتی ندیدتش و جنسیتش مشخص نیس اعتماد کرده؟ خدامیدونه کی هست! امیدوارم هرروز وآن تایم پارت داشته باشیم...!
۱۱ ماه پیشآذر
1پارت قشنگ و استرس زایی بود! ای کاش به اون مرحله نرسه. میدونم رمان خارجیه نویسنده، ولی میشه یکم بلا آزاد نباشه یعنی منظورم بخاطر اون قسمتی بود که کلا *** رفت تو سالن حالا اگه مثلا *** می داشت یچیزی. بازم در قالب یه نظر هست.
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
آرزو
1این کی بود زنگ زد به بلا