پارت بیست و نهم :

به بای‌-‌دی‌-سی دی سی رفتیم.
بدون اینکه من آدرس بدم خودش بلد بود به کدوم محله بره.
یک جای کار می‌لنگید.
اما من به زودی همه چیز رو می‌فهمم.
این همه سال صبر نکردم که این موقعیت رو از دست بدم.
منتظر موند تا به خونه برم.
لباس عوض کنم و برگردم.
موبایلم و روشن کردم؛ بیانکا و ریچارد تماس گرفته بودند.
ریچارد طبق معمول، بالای ده بار تماس گرفته.
الان مهم نبود اگر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
ارسال نظر برای این رمان قفل شده است
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرزو

    1

    این کی بود زنگ زد به بلا

    ۹ ماه پیش
  • سادات

    3

    میگم ، نکنه اونی که زنگ زد خود ارتور بود ؟

    ۱۱ ماه پیش
  • hotoke

    8

    چرا من احساس میکنم کسی که پشت خط بود خود آرتور بود؟

    ۱۱ ماه پیش
  • آذر

    3

    وایییی نه چرا اینو گفتیییی، همینو کم داشتم؛ گیج ترم کردی، اگه اینجوری باشه که... وای بحال بلا. از رومانو بعیدم نیست بخدا من میگم بلا رو حتی وقتی تو یتیم خونه بوده؛ میشناخته. چون هم *** خونه و محله ش رو بلد بود و هم قبل اومدن بلا به خونه اش براش فلش و نامه گذاشته بود.

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    1

    اگه اینجوری باشه که واویلا🤕

    ۱۱ ماه پیش
  • هنا

    3

    خیلی پرفکته و اشتیاق برانگیزه رمانتون

    ۱۱ ماه پیش
  • ثنآ

    4

    به نظرم کسی که داره بازی میخوره بلاس تا رومانو

    ۱۱ ماه پیش
  • اسما

    3

    اوضاع داره بدجوری خطرناک میشه حس میکنم تازه شروع بازیه 😰😰

    ۱۱ ماه پیش
  • ‌مائده

    3

    بلا بخاطر یافتن قاتل، پدر و مادرش چشاش کور شده نمیدونه داره به چه کسی اعتماد میکنه " آخه چرا بلا!؛

    ۱۱ ماه پیش
  • عسل

    3

    پارت بسیار جالبی بود ....به نظرم اونی که پشت تلفن بود یه جای کارش میلنگه

    ۱۱ ماه پیش
  • یاسمین

    4

    خیله خب الحق ک خیلی خوب بود ولی جان ناموست زودتر پیش ببر این رمانو خیلی هنوز کار داریمممم

    ۱۱ ماه پیش
  • مژگان بانو

    1

    واو بلا بلا داری چیکار میکنی

    ۱۱ ماه پیش
  • محی

    1

    قلم ات محشرهههههههه ولی آرتور اگه به سادگی خام میشد که آرتور نبود☺️

    ۱۱ ماه پیش
  • Khazaell.

    2

    بلا چجوری به کسی که نمیدونه زنه یا مرد اعتماد کنه؟ عجبب. پارت بعدی امشبه بی صبرانه منتظرم پارت بعدیم♡♡

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    1

    داره جالب تر میشه 😎 خسته نباشی گلم 🤗🧡

    ۱۱ ماه پیش
  • آذر

    3

    خدای من پس بلا داره از یه نفر دستور میگیره؟ یا با هم همکاری میکنن؟! شاید دیدی در اصل قاتله خود این شخص باشه. بلا که فکر کنم زود به هرکسی اعتماد نمیکنه چطور به کسی که حتی ندیدتش و جنسیتش مشخص نیس اعتماد کرده؟ خدامیدونه کی هست! امیدوارم هرروز وآن تایم پارت داشته باشیم...!

    ۱۱ ماه پیش
  • آذر

    1

    پارت قشنگ و استرس زایی بود! ای کاش به اون مرحله نرسه. میدونم رمان خارجیه نویسنده، ولی میشه یکم بلا آزاد نباشه یعنی منظورم بخاطر اون قسمتی بود که کلا *** رفت تو سالن حالا اگه مثلا *** می داشت یچیزی. بازم در قالب یه نظر هست.

    ۱۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!