پارت هشتاد و یک :

ژاک بوسوعه بالاخره کار خودش را کرده بود. نه چیزهایی که از ذهنم می‌گذشت را دزدیده بود، نه انگشت‌هایم را، نه جایزه‌ام را و نه چربی‌ها را. او لیلین را دزدیده بود. شوقی غیرمنتظره سراسر روحم را فرا گرفت. بالاخره به من مدال می‌دادند و بابا با این اوصاف طردم نمی‌کرد. احتمالاً لیلین هم به عنوان یک بوسوعه چندین مدال سایه‌نویسی می‌گرفت. ولو ناعدلانه، چرا که سایه‌نویس شایسته من بودم. از این به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Negar

    0

    خیلی جالب بود.ممنون از نویسنده❤

    ۵ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!