پارت نود و دوم :

برایش دست تکان داد و صدا زد:
ــ بیا ببین.
مرد ایستاده بود و دست به سینه و با لبخند، حرکات لاله را می‌پایید. بهنوش بلند شد و بی‌شتاب به سمت اتاق قدم برداشت و وقتی وارد اتاق شد، لاله لب زد:
ــ ببین خیلی خوبه.
بهنوش سرش را تکان داد.
رنگ‌های آرام‌بخش اتاق و پنجره‌های بلند و گل و گیاهان طبیعی، طرحی از زیبایی و آرامش را به اتاق بخشیده بود. لاله به‌سمت تخت رفت و کیفش را روی تخ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!